تبليغاتX
اطلاعاتی درزمینه خودرو

اطلاعاتی درزمینه خودرو

خودرو

الف – لامپ‌هاي هالوژن- تنگستن
لامپ تنگستن – هالوژن به لامپ التهابي غيرهالوژني شباهت زيادي دارد و در آن از يك فيلامان تنگستني واقع در يك حباب شيشه‌اي شفاف و پر از نوعي گاز استفاده مي‌شود. تفاوت‌هاي عمده عبارتند از: وجود مقداري اندك از بخار يك هالوژن (يد يا برم) كه به گاز خنثاي درون حباب اضافه شده است و همچنين فشار گاز و دماي كار اين لامپ‌ها كه بسيار بالاتر از لامپ‌هاي غيرهالوژني است. حباب لامپ هالوژن از (Fused Quartz، سيليكا، SiO2)، شيشه با سيليكاي بالا (High Silica Glass) يا شيشه آلومينو سيليكات سخت ساخته مي‌شود تا فشارها و دماهاي بالاي كار را تحمل كند. (Hard glass) در نمونه‌هاي اوليه اين لامپ‌ها از جنس Fused Quartz و بخار يد استفاده مي‌شد و به همين دليل به آنها «لامپ‌هاي كواترز- يد» گفته مي‌شد. اكنون به خاطر اينكه هم از هالوژن‌هاي ديگر و هم مواد ديگر در ساخت حباب استفاده مي‌شود از نام عمومي‌تر تنگستن- هالوژن استفاده مي‌شود. لامپ‌هاي هالوژن- تنگستن در چرخه بازتوليد هالوژن كار مي‌كنند و اين چرخه باعث مي‌شود كه در سراسر عمر لامپ، خروجي نور و دماي رنگ آن ثابت باشد. مهم‌ترين مشخصه لامپ هالوژن- تنگستن، چرخه هالوژن است.
در لامپ‌هاي رشته‌اي تنگستن- هالوژن، اندكي از مولكول‌هاي تنگستن از روي فيلامان داغ تبخير مي‌شوند و توسط جريان‌هاي همرفتي موجود در گاز خنثاي موجود در حباب لامپ، به نواحي نسبتاً سردتر مجاور ديواره داخلي حباب لامپ برده مي‌شوند و از آنجا بر روي شيشه مي‌نشينند. ضخامت اين لايه رفته رفته زيادتر مي‌شود. اين پديده از دو جهت باعث كاهش خروجي لومن و بازدهي لامپ مي‌شود. اول، نشست تنگستن بر روي ديواره حباب لامپ باعث ايجاد لايه‌اي كدر مي‌شود كه لايه كدر بخشي از نور لامپ را جذب مي‌كند. بنابراين نور خروجي كلي را كاهش مي‌دهد. دوم آنكه تبخير شدن تنگستن از روي فيلامان باعث نازك شدن آن و افزايش مقاومت الكتريكي و در نتيجه (در ولتاژ ثابت) باعث كاهش جريان، ولتاژ ، سطح لومن، لومن بر وات و دماي رنگ نور مي‌شود. در لامپ‌هاي تنگستن- هالوژن، اثرهاي توصيف شده در بالا، به دليل وقوع چرخه هالوژن كاهش يافته يا به تأخير انداخته مي‌شوند. اين پديده، همچنان كه پيش از اين نيز گفته شده است به وسيله اختلاف دما بين فيلامان و حباب رخ مي‌دهد. به‌طور كلي در طي اين چرخه:
1. فيلامان، گاز درون حباب و حباب شيشه‌اي در ابتدا هم دما هستند و دماي آنها در حالت شروع سرد، برابر با دماي محيط است.
2. وقتي كه توان الكتريكي به سيستم داده مي‌شود، فيلامان به سرعت به دماي كار رسانده مي‌شود (بسته به نوع كاربرد بين 2800 تا 3400 درجه كلوين) و باعث گرم شدن گاز مي‌شود. در شرايط كار لامپ، دماي پوشش شيشه‌اي بين 400 تا 1000 درجه سلسيوس است. در نتيجه دماي گاز درون لامپ بين دو حد دمايي بالا خواهد بود يعني بين دماي فيلامان و دماي شيشه. اختلاف دما در گاز باعث اختلاف چگالي گاز در نواحي مختلف لامپ مي‌شود. در نتيجه مي‌توان گفت كه وجود اين اختلاف دما باعث حركت همرفتي گاز مي‌شود.
3. پس از شروع به‌كار لامپ، دماي ديواره شيشه‌اي افزايش مي‌يابد و هنگامي كه دماي آن به حدود 200 تا 250 درجه سلسيوس رسيد چرخه هالوژن آغاز مي‌شود. دماي دقيق آغاز اين چرخه به نوع و مقدار بخار هالوژن بستگي دارد. مولكول‌هاي تنگستن تبخير شده از روي فيلامان با بخار هالوژن تركيب شده و يك هاليد تنگستن (يديد- تنگستن يا برميد- تنگستن) تشكيل مي‌دهند. اين هاليد بر روي ديواره داغ حباب نمي‌نشيند بلكه همراه با جريان همرفتي گاز به ناحيه مجاور فيلامان برمي‌گردد.
4. در مجاورت فيلامان، دما در حدود 2500 درجه سلسيوس است. در اينجا هاليد تنگستن تجزيه شده و به اتم‌هاي تنگستن و يون‌هاي هاليد تجزيه مي‌شود. بنابراين اتم‌هاي تنگستن بر روي فيلامان مي‌نشينند.
5. پس از تجزيه هاليد تنگستن، بخار هالوژن به جريان همرفتي گاز پيوسته و به ادامه يافتن اين چرخه كمك مي‌كند.
اين دو واكنش، چرخه‌اي به شكل زير را تشكيل مي‌دهند.

بنابراين، اين چرخه با پيشگيري از نشستن و رسوب تنگستن بر روي شيشه لامپ، باعث ثابت ماندن نسبي بهتر سطح لومن لامپ با گذشت زمان مي‌شود.

شكل 1 : نمونه‌اي از لامپهاي هالوژني H7-H4-H3-H1 استفاده شده در چراغ‌هاي جلو خودرو

ب- لامپ تخليه شدت بالا يا HID
اساس كار اين لامپ‌ها، تشكيل قوس الكتريكي بين دو الكترود با فاصله مشخص، واقع در محيط گازي است. در اين محيط همچنين تركيبات هاليد، فلز خاصي قرار داده مي‌شود كه طيف رنگ توليد شده را هر چه بيشتر به نور سفيد نزديك مي‌كند. به همين دليل به لامپ‌هاي HID، لامپ هاليد فلز هم گفته مي‌شود. اغلب از لامپ‌هاي مورد استفاده در چراغ جلوهاي HID خودرويي با عبارت لامپ‌هاي زنوني ياد مي‌شود. اين لامپ‌ها نوع ويژه‌اي از لامپ‌هاي هاليد فلز هستند. بنابراين در ادامه اين بحث منظور از لامپ HID خودرويي يا لامپ زنوني، لامپ HID هاليد فلز است.
در اين نوع لامپ، دو حباب شيشه‌اي وجود دارد. حباب بيروني لوله شكل و به قطر حدود 10 ميلي‌متر است. درون اين حباب، حباب ديگري قرار دارد كه محل تشكيل قوس است و به آن لوله تخليه گفته مي‌شود. حباب بيروني از جنس كوارتز خاص نظير كوارتز آلاييده با سريم (se) ساخته مي‌شود كه جلوي عبور بيشتر UV توليد شده در قوس به خصوص طول موج‌هاي كوتاه و متوسط اين باند را مي‌گيرد. همچنين جلوي عبور خط طيفي UV پرشدت جيوه با طول موجب 365-366 نانومتر را مي‌گيرد. لوله تخليه يا حباب داخلي از Plain Fused Quartz يا به عبارت ديگر شيشه بسيار خالص SiO2 با خلوص بالاي 99درصد ساخته مي‌شود. در اين حباب دو يا سه الكترود تنگستني به فاصله (نوك تا نوك) حدود 2/4 يا 5 ميلي‌متر (تقريباً كمي كمتر از 2/0 اينچ) قرار مي‌گيرند. ساختار اين لوله تخليه شبيه لامپ‌هاي قوس كوتاه مينياتوري، اما با قوس بسيار بزرگ است.
لوله تخليه حاوي گاز زنون، جيوه و هاليدهاي فلز مي‌باشد. فشار گاز زنون در هنگامي كه لامپ سرد است حدود 2 اتمسفر و هنگامي كه لامپ گرم مي‌شود به چند اتمسفر مي‌رسد. هنگامي كه جيوه تبخير مي‌شود فشاري برابر حداقل 20 اتمسفر به سيستم مي‌افزايد. با اين حساب، فشار كل 30 اتمسفر و بيشتر خواهد بود. هاليدهاي فلز مورد استفاده، معمولاً هاليدهاي سديم و اسكانديم (اغلب يدهاي اين مواد) و احتمالاً مقادير اندكي از هاليدهاي ليتيم و تاليم مي‌باشند. شكل2، نمايي از لامپ HID نوع D1 را نشان مي‌دهد.

شكل 2: طرحي از لامپ HID از نوع D1

در لامپ‌هاي هاليد فلز معمولي‌تر به جاي زنون با فشار بالا از آرگون در فشار پايين استفاده مي‌شود. استفاده از زنون فشار بالا اين مزيت را دارد كه در خلال مرحله گرم شدن كه رشته تنگستني در حال گرم شدن است و پيش از آن كه ديگر اجزاي توليد كننده نور (جيوه و هاليدهاي فلز) تبخير شده و نور توليد كنند مقداري نور توسط زنون توليد مي‌شود. دو نوع رايج لامپ HID خودرويي، لامپ D1 و لامپ D2 هستند. در لامپ D1 بخش جرقه‌زن در پايه لامپ مستقر شده و در نوع D2 جرقه‌زن به كمك كابل ولتاژ بالا به لامپ متصل مي‌شود. لامپ HID با 35 وات مصرف داراي حدود 3000 لومن يعني دو برابر لامپ‌هاي هالوژني بوده و طول عمر آن حدود6 برابر يعني حدود 3000 ساعت است.

پ- چراغ جلوي خودرويي با لامپ ديودي(LED)
از هنگامي كه كاديلاك، اولين لامپ عقب كاملاً ديودي را روي مدل Deville- 2000 خود نصب كرد تاكنون، پيشرفت‌هاي فناوري LED در حدي بوده كه از آنها در لامپ‌هاي ترمز نيز استفاده مي‌شود، اما مفهوم چراغ جلوهاي ديودي نيز خيالي نيست.
اكنون، تقريباً همه سازندگان خودرو در نمايشگاه‌ها، خودروهاي مجهز به چراغ جلوهاي LED را در معرض نمايش قرار مي‌دهند و به سوي كسب آمادگي‌هاي لازم براي توليد انبوه اين محصولات حركت مي‌كنند. اين هدف، با توجه به رشد سريع ميزان نور قابل دستيابي با LEDهاي سفيد، ممكن شده است. هم‌اكنون LEDهاي سفيد با شار نوري تا 60 لومن و درخشندگي حدود cd/m2ا9 در دسترس قرار دارند. خوب است نگاهي به همين پارامترها براي لامپ‌هاي چراغ جلوي خودرويي كنوني بيندازيم، يك لامپ هالوژن H7 يعني همان نوعي كه اكنون در چراغ جلوهاي پروژكتوري پژوپارس به‌كار مي‌رود 1500 لومن تأمين مي‌كند و روشنايي آن حول و حوش cd/mm2ا30 است، البته همين پارامترها براي لامپ‌هاي زنوني (HID) بسيار بيشتر است. اين مقايسه، نشان مي‌دهد كه چالش پيش‌روي طرح‌هاي اپتيكي براي قابل كاربرد كردن چراغ جلوهاي خودرويي ديودي، در دستيابي به سطوح بالاي بازدهي و همچنين استفاده خوب از مساحت روزنه‌اي است كه در دسترس قرار دارد. در شكل 3، تعدادي از انواع LEDهاي رايج را مشاهده مي‌كنيد.

شكل 3: انواع رايج LEDها

در سيستم‌هاي چراغ جلوي پرتوي پايين فعلي تنها يك سوم نور در دسترس بر نواحي مناسب روي جاده تابانده مي‌شود. باقيمانده نور موجود يا در سيستم چراغ جلو تلف شده يا به سمت‌هاي جانبي هدايت مي‌شود. بنابراين حتي اگر فرض كنيم اين بازدهي (يعني يك سوم) در چراغ جلوهاي ديودي دو برابر شود، با اين حقيقت روبه‌رو مي‌شويم كه حدود 15 عدد از اين LEDهاي گران‌قيمت به علاوه اجزاي اپتيكي مربوطه مورد نياز است تا به سطحي قابل قبول براي نور پرتوي پايين خودرو برسيم. با اين فرض ممكن است بتوانيم تلف‌هاي حين انتقال را كه حدود 25 تا 30 درصد هستند كاهش دهيم كه كار بسيار مشكلي است، زيرا تلف‌هاي بازتابي در چراغ جلو به تنهايي حدود 10 درصد مي‌شوند.
حوزه اجراي اپتيكي ويژه روشن‌سازي سطوح، تا مدت‌هاي طولاني در تسلط المان‌هاي اپتيكي تصويري كلاسيك بوده است، يعني سطوح كروي، مقاطع مخروطي، بيضوي‌ها و سهموي‌ها. اين المان‌ها براي توليد توزيع‌هاي نوري كه دقيق و با شدت مناسب باشند (براي مثال الگوهاي نور پرتوي پايين كه بايد چنين باشند) داراي درجه‌هاي آزادي كافي نيستند. در چراغ جلوهاي پروژكتوري اين مشكل با استفاده از سپري با شكل ويژه حل مي‌شود. نور توليد شده توسط لامپ بر روي اين سپر تابانده مي‌شود. سپس نواحي سايه و روشن حاصله مانند تصويري بر روي جاده انداخته مي‌شود. در اين حالت، به قيمت كسب الگوهاي دقيق و با جزئيات مناسب، مقداري از بازدهي سيستم فدا مي‌شود. با استفاده از محصولات اين روش طراحي، براي توليد يك الگوي خاص پرتو، ديگر از تصوير نمودن مرز يك سپر چنانكه در سيستم‌هاي پروژكتوري انجام مي‌شود خبري نيست بلكه نور به‌طور دقيق به جايي كه بايد، هدايت مي‌شود. در شكل 4 نمونه‌اي از يك سطح آزاد سه بعدي، ارائه مي‌شود

شكل 4: نمونه‌اي از يك سطح آزاد سه بعدي با چشمه نور LED

اين سطح قادر است هر توزيع نور دلخواهي را ايجاد كند. براي مثال در اين شكل، آينه‌اي مدور با شكل آزاد توسط يك LED ساده از بالا روشن شده است. مي‌بينيد كه اين آينه تمام نور را به‌گونه‌اي يكنواخت روي پرده يك مربع روشن به جلو بازتابانده است. در حالي كه هيچ عمل تصويرگري انجام نشده است. انحناي سطح آينه به‌گونه‌اي محاسبه شده كه يك ناحيه كاملاً مربعي به‌طور يكنواخت روي پرده روشن شود. اين آينه توسط IPTا در آخن آلمان ساخته شده و طراحي آن توسط OEC AG بوده است.

ت – لامپ‌ها در كنار تكنولوژي فيبر نوري
از فيبرهاي نوري براي انتقال نور از چشمه نور به نواحي مختلف خودرو و به خصوص به همه نشانگرهاي روي داشبورد و چراغهاي جلو ، استفاده مي‌شود. در يك سيستم نور توزيعي، چشمه توليد نور را در ناحيه‌اي مناسب از فضاهاي در دسترس در خودرو قرار داده و به وسيله لوله‌هاي نوري با ضريب انتقال بالا و اتلاف پايين و همچنين اجزاي اپتيكي مناسب، نور در نواحي مختلف درون و بيرون خودرو توزيع مي‌شود (شكل 5).

شكل 5: نمايي از سيستم نوردهي توزيعي و لامپ مربوطه براي نوردهي بيرون خودرو

يك سيستم نوردهي توزيعي براي نوردهي فضاي خارجي خودرو از يك منبع نور HID، ابزار نوري كه نور توليد شده را به فيبر نوري وارد مي‌كنند و يك لوله نوري (از جنس فيبر نوري) با هسته‌اي بزرگ تشكيل شده است.
در پايان مقاله نمونه‌اي از لامپ‌هاي تيپ استفاده شده در خودرو به همراه محل مصرف آنها مطابق با تقسيم‌بندي كمپاني اسرام در شكل 6 آورده است.

شكل 6: نمونه‌اي از لامپ‌هاي تيپ استفاده شده به همراه محل مصرف آنها مطابق با دسته‌بندي كمپاني اسرام

منتظرمقالات بعدی باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 16:59  توسط محمدرمضی  | 

تاريخچه
تاريخ تحول چشمه‌هاي نوري خودرويي به چند دوره تقسيم مي‌شود. از 1892 تا 1912 ميلادي، دوره‌اي است كه در ابتداي آن خودروها دستگاه روشنايي نداشتند و در انتهاي اين دوره، خودروها مجهز به نوعي چراغ به نام لامپ استيلني شدند. دوره دوم از 1912 تا 1939 ميلادي است، در اين دوره خودروها نوعي لامپ الكتريكي قابل جدا كردن داشتند كه در درون سيستم رفلكتور بعلاوه عدسي نصب مي‌شد. از 1939 تا سال 1979 ميلادي دوره سيستم‌هاي چراغ مهر و موم شده است. در اين سيستم در صورت سوختن لامپ بايد تمام سيستم تعويض مي‌شد.

ا 1902 ميلادي همه خودروها چراغ نداشتند. در اين ايام، خودروها در غياب چراغ در شب بيشتر به گاري‌هاي بي‌اسبي تبديل مي‌شدند با اين تفاوت كه شب هنگام نمي‌توانستند به خانه برگردند. در سال‌هاي بعد از نفت سفيد به عنوان سوخت چراغ خودروها استفاده مي‌شد. اين سيستم شباهت زيادي به فانوس معمولي داشت. لامپ‌هاي روغني تا 1906 ميلادي رايج بودند، اما به دليل ناكافي بودن نور توليد شده، كم‌كم لزوم ايجاد تغيير در آنها احساس شد. در1906 ميلادي، لامپ‌هاي قوي‌تري عرضه شدند.
اين لامپ‌ها همچنان غيرالكتريكي بودند و در آنها از استيلن به عنوان سوخت استفاده مي‌شد. اين سيستم شامل لنزي تخت و شفاف بود كه گستردگي مناسبي به نور مي‌داد. از اين زمان و با افزايش سطح نور لامپ‌هاي جلو، ملاحظه‌هاي مربوط به خيرگي ناشي از نور زياد مورد توجه قرار گرفت. سپس بر روي خودروي شركت فورد، مدل 1909 چراغ جلو استيلني به همراه چراغ‌هاي كناري روغني نصب شد. در حدود 1908 ميلادي، لامپ‌هاي الكتريكي با فيلامان كربني براي كاربرد در خودروها عرضه شدند. در 1911 ميلادي برخي خودروها از لامپ‌هاي الكتريكي استفاده مي‌كردند و در 1912 ميلادي استفاده از لامپ‌هاي الكتريكي بر روي خودروها، البته با استثناهايي همه‌گير شد. در اين سال‌ها كاري بر روي توزيع نور توليد شده در چراغ‌ها انجام نشده بود و نور چراغ جلوي خودرو عملاً مانند نقطه‌اي نوراني بود كه روي جاده افكنده مي‌شد. در 1912 ميلادي كم‌كم عدسي‌هاي نيمه‌شفاف و لنزهاي طرح‌دار كه روي شيشه آنها شيارها و منشورك‌هايي ايجاد مي‌شد، عرضه شدند و هدف از كاربرد آنها توزيع مناسب نور بود. سال 1915 ميلادي از چند جهت در تاريخ نوردهي خودرويي مهم است. تا پيش از اين سال، لامپ‌هاي به كار رفته لامپ‌هايي بودند كه در آنها فيلامان در محيط خلاء نسبي با عبور جريان الكتريكي به دماي التهاب رسانيده مي‌شد. در اين سال، لامپ‌هايي عرضه شدند كه با گازي خنثي (نيتروژن يا آرگون) پر شده بودند. يك فيلامان در حضور اين گاز خنثي كه با تنگستن واكنش نمي‌كرد، داغ مي‌شد. اين تغيير، عمر لامپ را افزايش مي‌داد و اين امكان را فراهم مي‌كرد كه فيلامان بدون اكسيد شدن تا دماهاي بالاتري داغ شود و نور توليد شده را افزايش مي‌داد. در سال 1915 لنزها كم‌كم تغيير كردند و به بخش فعال اپتيكي در توزيع نور لامپ تبديل شدند. اين تغيير در لنزها تا چندين سال ادامه يافت و در جست‌وجوي بهترين نقش بر روي لنز، گام‌هاي زيادي برداشته شد.
در سال 1924 ميلادي تحول ديگري رخ داد و چراغ جلويي با دو پرتو شامل نور بالا و نور پايين عرضه شد. اين كار با لامپ‌هاي دو فيلاماني انجام مي‌شد. در 1930 ميلادي در مدل‌هاي مختلف كاديلاك، انواع چراغ جلو داراي لنزهاي طرح‌دار استفاده مي‌شد. در 1932 ميلادي چراغ جلوهايي با نور پايين غيرمتقارن عرضه شدند. تا پيش از اين زمان، الگوي پرتوي ايجاد شده توسط سيستم لامپ، رفلكتور و لنز متقارن بود و در نتيجه رانندگي شبانه همراه با نور خيره‌كننده زيادي بود كه خطرهاي زيادي ايجاد مي‌كرد. با اين پيشرفت، نور بيشتري به سمت مخالف راننده هدايت مي‌شد و در نتيجه ايمني رانندگي بهبود يافت. در 1934 ميلادي، چراغ‌هاي پيش تمركز يافته عرضه شدند كه در آنها پوششي ويژه در محل استقرار لامپ در رفلكتور ايجاد شده بود و هنگامي كه لامپ درون آن قرار مي‌گرفت، جهت‌گيري فيلامان و همچنين فاصله آن از كانون رفلكتور به درستي تنظيم مي‌شد. اين آخرين پيشرفت عمده تا زمان ظهور لامپ‌هاي هالوژن رايج فعلي بود.


سيستم‌هاي اپتيكي چراغ جلو
الف- پروژكتورها و رفلكتورها
هدف از سيستم اپتيكي خودرو، دستيابي به بازدهي هر چه بيشتر نور خروجي از چشمه نور، شكل‌دهي مناسب پرتوي نور و هدايت و متمركز كردن آن در مناطقي است كه براي راننده وسيله نقليه ضروري مي‌باشد. البته همه اين شرايط با رعايت مقررات قانوني و استانداردها انجام مي‌شود.
در طراحي سيستم اپتيكي مناسب، معمولاً از نرم‌افزارهاي بسيار پيشرفته رايانه‌اي مانندASAP به انضمام ماجول ELTM و رفلكتور CAD استفاده مي‌شود. بخشي كه در تمام سيستم‌هاي اپتيكي فعلي مشترك است رفلكتور مي‌باشد. وظيفه رفلكتور، گرد آوردن نور توليد شده توسط لامپ و جهت‌دهي مناسب به آن است به‌گونه‌اي كه پس از عبور از لنز، الگوي استانداردي ايجاد شود. رفلكتورها معمولاً از فلز و گاهي بامواد ترموست با تكنولوژي توليد قالب توده‌اي(BMC) ساخته مي‌شوند و سطح آنها با لايه‌اي بازتابنده (آلومينيم) پوشانده مي‌شود. لنز چراغ جلو يا بدون گذاشتن هيچ اثري اجازه مي‌دهد كه نور مستقيماً از آن بگذرد (رفلكتورهايMR). و يا در توزيع نور نقشي برعهده دارد. موادي كه براي افزايش بازتاب نور، روي سطح رفلكتورها نشانده مي‌شوند معمولاً به روش لايه نشاني در خلاء، با لايه‌اي از آلومينيم پوشانده مي‌شود و براي پيشگيري از اكسيد يا خورده شدن با لايه‌اي محافظ نظير SiO2 پوشانده مي‌شود.

ب- رفلكتور سهموي
در اين سيستم، رفلكتور تك كاسه به صورت يك سهموي است. چشمه نور در نزديكي نقطه كانوني آن قرار مي‌گيرد. لذا پرتوي توليد شده به ميزان زياد موازي است. سپس نور توسط عناصر اپتيكي ديگر كه در جلوي سيستم قرار مي‌گيرند (لنز و نقش‌هاي برجسته روي آن...) به صورت مناسبي توزيع مي‌شود. شكل 1، طرحي از عمل رفلكتور را نشان مي‌دهد.

شكل 1: چگونگي عمل رفلكتور

در اين آرايش، شعاع‌هاي نور موازي هم مي‌شوند و الگويي متقارن ايجاد مي‌شود كه مي‌توان آن را به صورت يك پرتوي فشرده در آورد. اگر چشمه نور به رفلكتور نزديك شود پرتو، پهن‌تر و گسترده‌تر مي‌شود، در حالي كه اگر چشمه نور از رفلكتور دور شود شعاع‌هاي نور همگرا مي‌شوند. اگرچه رفلكتور سهموي بيشترين كارايي را در كاربردهايي دارد كه نياز به خط قطع تيز ندارند (نظير الگوهاي نور پرتوي پايين)، اما خوبي آن در اين است كه محدوديتي براي اندازه رفلكتور و لنز در اين آرايش وجود ندارد. رفلكتورهاي سهموي بزرگ‌تر، نور را بهتر كانوني مي‌كنند و اين امر آنها را براي كاربردهايي كه محدوديت فضاي نصب در جلوي خودرو وجود نداشته باشد، ايده‌آل مي‌كند.
بيشتر لامپ‌هاي هالوژني كه در سيستم‌هاي چراغ جلو به‌كار مي‌روند داراي دو رشته (فيلامان) هستند، همچنين اين سيستم‌ها داراي سپري سرخود براي ممانعت از گسيل نور در جهت‌هاي نامناسب مي‌باشند يعني نوار فلزي با طول و عرض مناسبي بر روي شيشه لامپ نشانده مي‌شود. فيلامان مربوط به پرتوي پايين (نور پايين) چند ميلي‌متر جلوتر و بالاتر از نقطه كانون رفلكتور قرار دارد به‌گونه‌اي كه نور پرتوي پايين به سوي جلو و پايين بازتابيده مي‌شود. رشته مربوط به نور پرتوي بالا دقيقاً در نقطه كانون رفلكتور قرار دارد و در نتيجه در اين وضعيت نور مستقيماً به جلو بازتابيده مي‌شود.
سيستم‌هاي سهموي از 1910 ميلادي استفاده شده‌اند. در اين سيستم‌ها، سطح رفلكتور يك سهموي است (يك سهمي كه حول محور خود دوران داده شده است). اگر از روبه‌رو به رفلكتور نگاه كنيم، بخش بالايي آن در نور پايين به‌كار مي‌رود كه در شكل 2 مشخص شده است. در شكل 3 نمايي جانبي از رفتار رفلكتور سهموي در توليد پرتوي پايين را مي‌بينيد.

شكل 2: سطح مؤثر رفلكتور (نماي جلو)

شكل 3: بازتاب نور بر روي سطح جاده (نماي جانبي)

چشمه نور به گونه‌اي مستقر مي‌شود كه نوري كه از آن به سوي بالا تابيده مي‌شود توسط رفلكتور به سوي پايين بازتابيده شده، از محور اپتيكي گذشته و روي جاده مي‌افتد. و لنز شيشه‌اي يا پلي‌كربناتي پلاستيكي شياردار نقش تعيين كننده در زمينه توزيع مناسب نور بر روي جاده را دارد (چراغ‌هاي جلو پژو و 405و پرايد در اين گروه قرار دارد).

پ- رفلكتور شكل- آزاد (FF)
در اين سيستم هر بخش از سطح رفلكتور به روشن نمودن ناحيه معيني از جاده اختصاص داده مي‌شود. براي طراحي سطح اين نوع رفلكتورها از نرم‌افزارهاي متعددي استفاده مي‌شود. اين سيستم از بقيه لحاظ، شبيه سيستم رفلكتور سهموي است. شكل3، تصويري از يك رفلكتور شكل- آزاد را نشان مي‌دهد.
در فناوري FF (شكل آزاد يا سطح آزاد) با شبيه‌سازي‌هاي رايانه‌اي، سطح رفلكتور و همچنين محل استقرار لامپ بهينه مي‌شود. فناوري FF اجازه مي‌دهد كه سطح رفلكتور به صورت نقطه به نقطه محاسبه شود. چراغ‌هاي جلوي اين گونه با لنز شفاف كاملاً قابل تشخيص هستند. فناوري FF اين امكان را فراهم مي‌كند كه سطح رفلكتور به گونه‌اي طراحي شود كه پرتو ايجاد شده شكل دلخواه و مناسب را دارا بوده و نيازي به ايفاي نقش لنز در شكل‌دهي پرتو نباشد و تنها وظيفه لنز محافظت از بخش‌هاي حساس درون كاسه رفلكتور است.

شكل 4: رفلكتور FF

ت- سيستم‌هاي پروژكتوري بيضوي
در اين سيستم‌ها، براي رفلكتور از الگوي FF به جاي هندسه معمول استفاده مي‌شود. سطح رفلكتور، سطحي بيضوي (يا تقريباً بيضوي) است. اين رفلكتور نور توليد شده توسط چشمه نور را جمع مي‌كند. چشمه نور در نزديكي كانون اصلي يا نقطه معادل آن قرار دارد. سپس نور توسط رفلكتور به صفحه كانوني ثانوي كه يك سپر فلزي در آن قرار دارد تابيده مي‌شود. اين سپر فلزي، الگوي اوليه‌اي به توزيع نور بر سطح جاده را مي‌دهد. در اين سيستم، لنز كاملاً شفاف است. شكل سپر، محل قرارگيري عمودي آن و فاصله آن تا چشمه از پارامترهاي مؤثر در چگونگي توزيع نور بر سطح ميدان ديد راننده مي‌باشد.
مثالي از اين وضعيت را در شكل 5 مي‌بينيد. رفلكتور، پرتوهاي نور يك چشمه نور را بر روي تصوير متمركز مي‌كند. تصوير مي‌تواند اسلايد عكس باشد. يك عدسي محدب – تخت ، تصوير را بزرگ كرده و در فاصله‌اي مناسب به‌طور واضح بر پرده‌اي مي‌اندازد. نام‌هاي ديگر «لنز بيضوي» يا «لنز جمع‌كننده» نيز مي‌باشد. در سيستم پروژكتور خودرويي رفلكتوري كه پشت چشمه نور قرار گرفته، مقدار هر چه بيشتري از نور را جمع‌آوري مي‌كند و از بالاي سپر قطع‌كننده عبور مي‌دهد. سپس اين نور توسط عدسي محدب - تخت به‌طور مناسبي توزيع مي‌شود. اين سيستم از بخش‌هاي زير تشكيل شده است:
1. چشمه نور
2. رفلكتور
3. سپر قطع‌كننده(كات آف)
4. عدسي محدب - تخت

شكل 5: چگونگي عمل سيستم پروژكتوري بيضوي

سازندگان چراغ جلوي خودرو معمولاً علاقه‌مندند كه از يك سيستم پروژكتور واحد در چراغ جلوي وسايل نقليه متفاوت استفاده كنند. اين كار در بسياري مواقع ممكن شده است، اما نكته مهم اين است كه بيشتر پروژكتورهاي خودرويي، ظاهري تقريباً مشابه دارند. تنها تفاوت آنها در قطر و عمق است كه هميشه متناسب است. هر چه عدسي محدب – تخت، بزرگ‌تر باشد پروژكتور داراي عمق بيشتري است.
چراغ‌هاي جلو خودرو سمند از اين تكنولوژي براي نور پايين استفاده مي‌كنند و نوربالا از نوع رفلكتورهاي شكل آزاد- قطعه قطعه (MR) ميباشد.
عدسي‌هاي محدب - تخت از نظر شكل ظاهر به سه گروه تقسيم مي‌شوند:
1. شفاف: بهترين روشنايي براي نورپايين را مطابق با استانداردهاي ECE ، EEC (استانداردهاي اروپا) فراهم مي‌كند.
2. شياردار: به نام Fresnel نيز شناخته مي‌شوند. كمترين روشنايي سوي پايين را دارد. نور كمي بيشتر از بالاي سپر قطع‌كننده عبور مي‌كند و عموماً نور را به‌گونه‌اي بهتر مي‌گستراند. معمولاً در پروژكتورهاي DOT (استاندارد امريكاي شمالي) استفاده مي‌شود.
3. نرم: مانند مورد بالا است، اما مقداري از نور را به سمت عقب به سوي رفلكتور باز مي‌تاباند كه به معناي بازدهي كمتر است. بر روي پروژكتورهاي(DOT)اAcura Integra به كار مي‌رود.
شكل 6، تصوير سه نوع عدسي محدب - تخت را نشان مي‌دهد.
نكاتي كه در بالا گفته شد به اين معنا نيست كه يكي از اين طرح‌ها بهتر از ديگري است. يك پروژكتور به صورت واحدي كامل طراحي مي‌شود و كيفيت كلي و سطح خروجي نور از آن به عوامل ديگري نيز بستگي دارد.
براي هر نوع رفلكتور، انتخاب نوع لامپ اهميت زيادي دارد و بستگي به نوع لامپ، ميزان نور توليد شده متفاوت است. در ضمن شكل هندسي لامپ و فيلامان در طراحي بسيار اهميت دارد.

شكل6: تصويري از 3 نوع عدسي محدب - تخت

 از راست به چپ: نوع نرم، نوع شياردار يا فرنل و نوع شفاف

ث- رفلكتورهاي شكل آزاد-قطعه قطعهMR
در سال‌هاي اخير براي چراغ‌هاي جلو پرتوي پايين با لامپ‌هاي هالوژني از رفلكتورهاي با شكل آزاد (قطعه قطعه) يا MR استفاده شده است. پيشرفت‌هاي حاصل شده در ساخت سطوح اپتيكي با شكل آزاد در كنار توسعه رايانه‌هاي قدرتمند لازم براي شبيه‌سازي‌هاي رايانه‌اي نورسنجي مورد نياز، امكان طراحي‌هاي بهينه را فراهم كرده است. اين طراحي‌ها به‌گونه‌اي است كه شكل بهينه هر قطعه از رفلكتورها محاسبه مي‌شود. سپس اين قطعات در كنار هم قرار گرفته و رفلكتور كامل را تشكيل مي‌دهند. اين تكنولوژي در چراغ‌هاي جلو تك كاسه با لامپ H4 براي خودرو لوگان و همچنين در چراغ‌هاي جلو دو كاسه خودرو پژو پارس استفاده شده است. در چراغ‌هاي جلو دو كاسه براي نورپايين از لامپ هالوژني H7 و براي نور بالا از لامپ هالوژني H1 و H7 استفاده مي‌شود. تكنيكي جديد كه توسط OEC AG براي طراحي اين سطوح آزاد توسعه داده شده است هر گونه نياز به تكه‌تكه كردن سطح را حذف كرده و اجازه مي‌دهد كه هر توزيع، روشنايي دلخواهي را با سطحي آزاد، يكپارچه و هموار به‌دست آورد.
در اين روش روشنايي در يك ناحيه ويژه از منطقه هدف، با انحناي سطح اپتيكي رفلكتور مربوط مي‌شود. سپس از حل معادله‌هاي ديفرانسيل با مشتقات جزيي حاصله، شكل سطح محاسبه مي‌شود. اين روش طراحي اين امكان را پديد مي‌آورد كه توزيع‌هاي نوري بي‌تلف توليد شود كه به‌طور شگفت‌آوري دقيق هستند. (شكل 7)

شكل 7: رفلكتور قطعه‌قطعه

ج- سيستم تطبيقي پيشرفته (AFS)
سيستم تطبيق پيشرفته چراغ جلو ساخت شركت Visteon، شامل بخش كنترلي الكترونيك است كه الگوي نور چراغ جلو را در جهتي كه شرايط رانندگي نياز دارد مانند سرعت و در جهت وسيله نقليه تنظيم مي‌كند. در هر يك از شرايط رانندگي، توزيع الگوي نور در جهت بهينه كه بستگي به شرايط رانندگي دارد تنظيم مي‌شود تا راننده بهترين ديد را داشته باشد. اين برتري ديد در شب، ايمني رانندگي را بيشتر و احتمال تصادفات را كاهش مي‌دهد. در شكل 8، نمونه الگوي نور چراغ تطبيقي نشان داده شده است. گردش چند درجه‌اي الگوي نور لامپ به سمت پيچ جاده توسط سيستم گردنده براي افزايش ديد راننده در شكل 8 و چراغ جانبي در هنگام پيچيدن ناگهاني نشان داده شده است.

شكل 8: الف) سيستم گردنده الگوي چراغ

ب) الگوي چراغ جانبي

امیدوارم موردتوجه قرارگرفته باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 16:48  توسط محمدرمضی  | 

امروزه نقش خودروها در آلودگي محيط‌زيست و مصرف انرژي از مسائل مهم جامعه است. محققان مي‌كوشند با كاربرد روش‌ها و فناوري‌هاي نوين، عملكرد خودروها را به لحاظ آلايندگي و مصرف سوخت بهبود بخشند.
كاربرد برخي از اين فناوري‌ها نظير استفاده از سيستم‌هاي تزريق الكترونيكي سوخت به سرعت رايج شده و برخي ديگر بايد از نظر مسائل فني و اقتصادي، بيشتر بررسي شوند.
در اين مقاله با مرور اين فناوري‌ها به اقدامات عملي در جهت انطباق با استانداردهاي آلايندگي و كاهش مصرف سوخت اشاره مي‌شود.
مبحث موتورهاي درونسوز از جمله پيچيده‌ترين مباحث علم مهندسي مكانيك است كه در آن، شاخه‌هاي متنوعي نظير: ترموديناميك، ديناميك گاز، انتقال حرارت، سوخت و احتراق، كنترل، ديناميك ماشين، ارتعاشات و متالورژي مطرح مي‌شود. بديهي است طراحي يا بهينه‌سازي موتور بدون تسلط بر شاخه‌هاي ذكر شده، امكان‌پذير نيست.
در كشورهاي صنعتي و صاحب فناوري توليد موتور سال‌هاست كه با تسلط بر اين شاخه‌ها و انجام تحقيقات كاربردي متنوع، عملكرد موتورهاي درونسوز را به لحاظ آلايندگي و مصرف سوخت بهينه كرده‌اند. در اين مقاله، برخي از اقداماتي كه به دنبال اين تحقيقات و به منظور انطباق موتورهاي درونسوز با استانداردهاي آلايندگي و كاهش مصرف سوخت انجام شده يا در حال انجام است در دو بخش موتورهاي اشتعال جرقه اي و اشتعال تراكمي بيان شده است.

فناوري‌هاي مورد استفاده در موتورهاي اشتعال جرقه‌اي
به منظور بهبود عملكرد فني اين موتورها، مي‌توان اقداماتي به شرح ذيل انجام داد:
- جايگزيني سيستم قديمي سوخت‌رساني كاربراتوري با سيستم تزريق سوخت داراي انژكتور چندسوراخه
-  استفاده از سيستم مديريت الكترونيكي موتور به منظور تنظيم دقيق مقدار سوخت وارد شده به سيلندر، متناسب با پارامترهاي عملكردي موتور
- جايگزيني سيستم قديمي دوسوپاپه (استفاده از دوسوپاپ در هر سيلندر) با سيستم چهار سوپاپه
- استفاده از محفظه احتراق با طراحي بهينه
- استفاده از سيستم زمان‌بندي متغير باز و بسته شدن سوپاپ‌ها
- استفاده از منيفولدهاي مكش با طراحي بهينه
- استفاده از روش توربوشارژ (داراي خنك‌كن) به منظور افزايش توان مخصوص، كاهش مصرف سوخت و آلاينده‌هاي خروجي موتور
- استفاده از تجهيزات تصفيه دود اگزوز نظير مبدل‌هاي كاتاليست سه راهه و بازگشت دادن گاز خروجي موتور (EGR)
- استفاده از سوخت‌هاي جايگزين مانند LPG و CNG
علاوه‌بر روش‌هاي فوق كه كاربرد متداول‌تري يافته‌اند، فناوري‌هاي ذيل نيز در حال بررسي براي كاربري آتي هستند:
- فناوري احتراق رقيق كه در آن با استفاده از سيستم 4 سوپاپه، ايجاد چرخش بالا در مخلوط ورودي به سيلندر و ايجاد توربولانس بالا در داخل محفظه احتراق، نسبت هوا به سوخت به عدد 22:1 مي‌رسد.
- فناوري استفاده از سراميك (نيتريد سيليكون Si3N4 با چگالي پايين) در ساخت قطعاتي نظير پين پيستون، سوپاپ و پره توربو شارژر.
- كنترل زمان باز و بسته شدن سوپاپ‌ها و كنترل عمر مكش موتور. با اين كار، مصرف سوخت موتور در سرعت‌هاي پايين حدود 5 درصد و در سرعت‌هاي بالا حدود 13 درصد كاهش مي‌يابد.
در جدول 1، نحوه انطباق خودروهاي داراي موتور اشتعال جرقه‌اي با انواع استانداردهاي آلايندگي Euro ذكر شده است.

جدول 1: فناوري‌هاي مورد استفاده در موتورهاي اشتعال جرقه‌اي به منظور انطباق با انواع استانداردهاي آلايندگي Euro

فناوري‌هاي مورد استفاده در موتورهاي اشتعال تراكمي (ديزلي)
به منظور بهبود عملكرد فني اين موتورها مي‌توان اقداماتي را به شرح ذيل انجام داد:
- استفاده از سيستم تزريق ريل مشترك (واحد تزريق) به جاي استفاده از چند پمپ تزريق سوخت
- افزايش فشار تزريق
- استفاده از سيستم تزريق الكترونيكي سوخت به منظور ايجاد زمان‌بندي متغير پاشش سوخت و در نتيجه ايجاد پاسخ ديناميكي مناسب در موتور
- استفاده از سرسيلندرهاي با طرح بهينه
- استفاده از پورت مكش با طرح بهينه
- استفاده از محفظه احتراق با طرح بهينه
- استفاده از روش توربو شارژر (داراي خنك‌كن) به منظور افزايش توان مخصوص، كاهش مصرف سوخت و آلاينده‌هاي خروجي موتور
- استفاده از تجهيزات كاهش آلاينده دود اگزوز نظير مبدل كاتاليست، تله ذرات معلق و بازگشت دادن گاز خروجي موتور (EGR)
- استفاده از سوخت‌هاي جايگزين و يا با فرمولاسيون جديد
در موتورهاي ديزلي مورد استفاده در خودروهاي سواري كه عموماًَ داراي سيستم تزريق غيرمستقيم سوخت هستند، علاوه‌بر اقدامات يادشده مي‌توان روش‌هاي زير را نيز براي كنترل آلاينده‌هاي خروجي موتور به‌كار برد:

الف- روش‌هاي كنترل هيدروكربن‌هاي نسوخته (HC):
1. استفاده از نازل‌ها با حجم sac پايين
2. احتراق كامل سوخت تزريق شده
3. به حداقل رساندن مصرف (اتلاف) روغن موتور

ب- روش‌هاي كنترل اكسيدهاي نيتروژن (NOX):
1. خنك نمودن هواي مكش شده پيش از ورود به موتور
2. ايجاد تأخير در احتراق سوخت
3. مناسب‌سازي نحوه جريان هواي مكش شده

پ- روش‌هاي كنترل ذرات معلق:
1. افزايش فشار تزريق
2. ريز اتميزه كردن سوخت وارده به سيلندر
3. به حداقل رساندن مصرف روغن موتور
4. ورود هواي اضافي به داخل سيلندر
5. افزايش غلظت هواي وارده به موتور
در جدول شماره 2، به‌طور خلاصه نحوه انطباق خودروهاي داراي موتور اشتعال تراكمي با استانداردهاي آلايندگي Euro ذكر شده است.

جدول 2: فناوري‌هاي مورد استفاده در موتورهاي اشتعال تراكمي به منظور انطباق با استانداردهاي آلايندگي Euro

منابع:

1. Challen، B. and Baranescu، R. 1999، "Diesel Engine Reference Book".
2. Degobert، P.، 1995، "Automobiles and Pollution". Editions Technip، Paris.
3. Automotive Research Association of India (ARAI)، 2000 "AUTO FUEL POLICY REPORT".

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 16:33  توسط محمدرمضی  | 

منيفولد دود، قطعه‌اي است كه وظيفه هدايت و انتقال دود و گازهاي داغ خروجي از موتور به لوله اگزوز را برعهده دارد. اين قطعه بايد مسير مناسب و بدون مانعي را براي خروج و فرار گازهاي خروجي ايجاد كند و دوام و مقاومت خوبي در برابر گازهاي داغ و دما‌هاي تا حدود 1000 درجه سانتي‌گراد از خود نشان دهد. براي ساخت اين قطعه معمولاً از دو نوع ماده استفاده مي‌كنند:

الف- فولادهاي مقاوم به حرارت يا فولادهاي نسوز
ب- چدن‌ها كه با توجه به شرايط كاربرد، مي‌توان از: چدن خاكستري، گرافيت فشرده، داكتيل و يا داكتيل آلياژي استفاده كرد.
جنس منيفولد دود برخي خودروها از فولادهاي نسوز است، اما به دليل هزينه بيشتر، نياز به جوشكاري و پيچيدگي زياد ساخت اين قطعه، معمولاً منيفولد دود بيشتر خودروهاي معمولي از جنس چدن است. جدول 1، جنس منيفولد دود چند خودرو را به همراه تركيب شيميايي آنها نشان مي‌دهد.
چدن، براي كاربرد در دماي بالا، مفيد است. در مقايسه با چدن خاكستري، مقاومت چدن نشكن در برابر حرارت بهتر مي‌باشد . بنابراين استفاده از اين ماده براي ساختن منيفولد دود بسيار عالي خواهد بود. محاسن چدن نشكن نسبت به چدن خاكستري براي توليد منيفولد دود موتورهاي داغ‌تر به شرح زير است:
1. چدن نشكن با ميزان سيليسيم بالاتر و منگنز پايين‌تر داراي دماي استحاله يا يوتكيوئيد بالاتري مي‌باشد. بنابراين اگر درجه حرارت كاركرد يون قطعه دچار تغيير فاز شود، بالا مي‌رود.
2. در چدن‌هاي خاكستري، اكسيد شدن با سرعت در سطوح گرافيت لايه‌اي اتفاق مي‌افتد، ولي در چدن نشكن گرافيت‌ها به صورت كروي پراكنده شده و به علت دارا بودن ماهيت تغيير شكل پلاستيك، مقاومت بيشتري نسبت به چدن خاكستري در برابر افزايش درجه حرارت دارند.

جدول 1: جنس منيفولد دود خودروهاي مختلف

گرم و سرد كردن مكرر، باعث ايجاد شوك حرارتي در قطعه و توسعه شيب‌هاي حرارتي و ايجاد نشت‌هاي داخلي مي‌شود. اين مسائل موجب تابيدگي يا تخريب ناشي از خستگي حرارتي قطعه خواهد شد. بنابراين براي طراحي قطعاتي نظير منيفولد دود علاوه‌بر معيارهاي طراحي بايد به مسائلي از قبيل حداكثر دماي كاركرد ميزان انتقال حرارت، شيب‌هاي حرارتي و ميزان انبساط در اثر گرما توجه كامل داشت.

انبساط و رشد قطعات چدني در دماهاي بالا
قطعات چدني وقتي در دماي بالا قرار مي‌گيرند، حتي اگر تنش هم به آنها اعمال نشود، باز هم تمايل به رشد از خود نشان مي‌دهند و مقدار رشد به تركيب شيميايي، ساختار ميكروسكوپي، زمان قرار داشتن در دماي بالا و تغييرات دمايي بستگي دارد. حفظ خواص مكانيكي و ابعادي قطعه چدن نشكن در معرض حرارت، بستگي به ثبات ساختار ميكروسكوپي و مقاومت به اكسيداسيون دارد. ساختار چدن نشكن فريتي يا چدن نشكن آنيل شده تا دماي بحراني 730 درجه سانتي‌گراد ثابت است. در فريت خواصي مانند استحكام و مقاومت در برابر حرارت، بستگي به تركيب شيميايي آن دارد. ميزان بالاي Si و افزودني‌هاي ديگر نظير نيكل، آلومينيم و موليبدن اثر مستقيمي بر خواص فريت در درجه حرارت‌هاي بالا دارند.
ساختار چدن نشكن پرليتي تا دماي 420 درجه سانتي‌گراد ثابت مي‌ماند. بالاتر از 540 درجه سانتي‌گراد سمانتيت موجود در پرليت تدريجاً حالت كروي پيدا كرده و به كربن و آهن تجزيه مي‌شود. كربن تجزيه شده با رسوب بر روي گرافيت كروي باعث گرافيت‌زايي مي‌شود. ميزان سرعت گرافيت‌زايي در دماي بالاتر از 650 درجه سانتي‌گراد افزايش مي‌يابد. سرعت گرافيت‌زايي به تركيب شيميايي به‌ويژه ميزان Si و عناصر كاربيد‌زاي موجود بستگي دارد. چدن‌هاي داكتيل فريتي تا دماي بحراني 730 درجه سانتي‌گراد پايدار بوده، در دماهاي پايين‌تر از 815 درجه سانتي‌گراد چدن‌هاي نشكن فريتي آنيل شده رشد نداشته، اما چدن‌هاي نشكن پرليتي به علت گرافيت‌زايي رشد از خود نشان مي‌دهند و چدن‌هاي داكتيل غيرآلياژي هم پرليتي و فريتي بالاي 815 درجه سانتي‌گراد رشد مؤثري داشته و در حالت پرليتي رشد آنها سريع‌تر است. با افزايش سطح مقطع، رشد كاهش يافته و با افزايش Si و استفاده از كرم و موليبدن مي‌توان رشد را متوقف كرد. چدن خاكستري به دليل گرافيت‌زايي و اكسيداسيون بيشتر، رشد بيشتري نسبت به چدن داكتيل از خود نشان مي‌دهد.
به‌طور كلي منيفولدهاي چدني دماي بالا از چدن داكتيل فريتي ساخته مي‌شود كه با توجه به دماي كاركرد آنها عناصر آلياژي نظير Mo، كرم، Ni و يا AL استفاده مي‌شود. اين مواد را مي‌توان در قالب 4 گروه زير دسته‌بندي كرد:
الف- چدن داكتيل فريتي: داراي كربن معادل 8/4 درصد و Si 3 درصد بوده و انعطاف‌پذيري آنها 20- 16 درصد مي‌باشد. قابليت ماشينكاري عالي و قابل استفاده در درجه حرارت‌هاي متوسط مي‌باشد.
ب- چدن‌هاي داكتيل Si-Mo
Mo در قطعاتي كه در دماي بالا كار مي‌كنند نقش مؤثري داشته و باعث افزايش خستگي حرارتي و پايداري ابعادي و ساختاري مي‌شود. در اين چدن‌ها قابليت ماشينكاري نسبتاً پايين است و دماي كاركرد بالاتري دارند. اين گروه نيز داراي 3 درصد Si، 8/4 درصد كربن و 15-10 درصد پرليت و شامل كاربيد‌هاي موليبدن مي‌باشد كه با توجه به درصد موليبدن به 3 گروه تقسيم مي‌شود.
A)ا 9-7 درصد موليبدن
B)ا 7/0-5/0 درصد موليبدن
C)ا 5/0-3/0 درصد موليبدن
پ- چدن‌هاي Niدار
ت- چدن‌هاي با Si و Mo بالا
اين چدن‌ها مشابه گروه ب ولي با انعطاف‌پذيري پايين، شكننده و مشكل براي ريخته‌گري مي‌باشند، از اين چدن‌ها زياد استفاده نمي‌شود.
شكل 1، حداكثر دماي كاركرد منيفولد دود با گريدهاي مختلف مواد را نشان مي‌دهد. با توجه به اين جدول، اختلاف دماي كاركرد منيفولد دود از جنس چدن داكتيل بدون Mo و با Si بالا با چدن حاوي Mo و Si بالا در حدود 37 درجه سانتي‌گراد مي‌باشد.

شكل 1: حداكثر دماي كاركرد منيفولد دود با گريدهاي مختلف


در منيفولد دود دو عنصر Si و Mo نقش مهمي را ايفا مي‌كنند. Si با پايدار كردن زمينه فريتي و تشكيل لايه سطحي غني از Si كه از اكسيداسيون پيشگيري مي‌كند، عملكرد چدن داكتيل در دماي بالا را افزايش مي‌دهد. با افزايش ميزان Si، مقاومت قطعه در برابر اكسيداسيون افزايش مي‌يابد. با افزايش Si استحكام‌هاي تسليم و شكست افزايش يافته و انعطاف‌پذيري كاهش مي‌يابد. سيليسيم تا دماي 540 درجه سانتي‌گراد، استحكام‌دهي خوبي دارد و در دماهاي بالاي 540 درجه سانتي‌گراد اثر كمتري دارد.
براي مقادير بالاي 6 درصد Si قطعه ممكن است خيلي ترد و شكننده باشد. بهترين تركيب مقاومت حرارتي و خواص مكانيكي بالا در مقدار Si 6-4 درصد به دست مي‌آيد. سيليسيم براي افزايش مقاومت در برابر پوسته شدن بسيار مؤثر بوده و دليل آن اين است كه با افزايش Si، تركيب پوسته از حالت اكسيد آهن به سمت سيليكات تغيير مي‌يابد و اين پوسته مقاومت بيشتري در برابر نفوذ يون‌هاي فلزي و اكسيژن از خود نشان مي‌دهد و به اين ترتيب ميزان پوسته شدن كاهش مي‌يابد.
در دماهاي بالا Mo نقش مؤثرتري داشته و با افزايش Mo به ميزان 1-0 درصد به چدن‌هاي داكتيل با Si بالا، خستگي حرارتي بهبود مي‌يابد. در جدول 2، تأثير درصدهاي مختلف سيليسيم و موليبدن بر رفتار خستگي حرارتي نشان داده شده است.
افزايش Si و افزودن عناصري نظير AL و Mo به‌طور مؤثر اكسيداسيون چدن داكتيل را تا فولادهاي آستنيتي كاهش مي‌دهد. (جدول 3)
در شكل 2، تصوير منيفولد دود پژو405 و بدون موليبدن بعد از آزمون دوام 110 ساعت و همچنين آزمون شوك حرارتي نشان داده شده است.

جدول 2: تأثير سيليسيم و موليبدن بر رفتار خستگي حرارتي چدن‌هاي داكتيل فريتي

 

جدول 3: رفتار اكسيداسيون چدن‌هاي داكتيل فريتي و آستنيتي در دماي 850 درجه سانتي‌گراد به مدت 500 ساعت

 

شكل 2: تصاوير منيفولد دود بدون موليبدن پژو405 بعد از آزمون‌هاي دوام 110 ساعت و شوك حرارتي به مدت 250 ساعت

در مقالات بعدی بیشتر درباره کلمات مخفف سیستم ها مثل EGR-ABC-ABSو.... ونوع کاربردوطرزکارهرسیستم به طورمفصل صحبت می کنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 16:24  توسط محمدرمضی  | 

 

ايده ساخت موتور هاي ديزل متعلق به :  رودلف ديزل  آلماني است كه امتياز ساخت ان را در سال 1892 بنام خود ثبت كرد . هدف او از  اين كار ابداع  موتوري با كارآيي بالا بود البته موتورهاي بنزيني در سال 1876 اختراع شده بودند ولي بخصوص در آن زمان اين موتور ها كارآيي و راندمان مناسب را نداشتند .

تفاوت عمده اي كه بين موتور هاي بنزيني و گازوئيلي وجود دارد بقرار زير است  در موتور هاي بنزيني ، هوا و سوخت در خارج از موتور با  هم تركيب مي شوند و سپس اي مخلوط پس از تراكم در سيلندر توسط جرقه اي كه شمع مي زند محترق شده و نيروي لازم براي حركت موتور را فراهم مي كند .

اما در موتور گازوئيلي ابتدا هوا متراكم مي شود و سپس سوخت به درون اين هواي متراكم پاشيده مي شود و گرماي زياد ناشي از تراكم هوا باعث اشتعال مي شود و به شمع نيازي نيست نسبت تراكم در موتور هاي بنزيني 8:1 تا  12:1 است در صورتيكه در موتور هاي گازوئيلي اين نسبت : 14:1  تا 25:1 اس و به همين جهت است كه  راندمان آنها از موتور ها ي بنزيني بيشتر است همين نسبت تراكم بالا در موتور هاي گازوئيلي است كه باعث مي شود  كه

راندمان انها از موتور هاي بنزيني بيشتر باشد موتور هاي بنزيني معمولا از كاربوراتور يا انژكتور براي تركيب هوا و سوخت در خارج از موتور استفاده مي كنند .ولي در موتور هاي ديزلي سوخت بطور مستقيم توسط انژكتور به درون سيلندر پاشيده مي شود

در موتور هاي بنزيني بدليل اينكه سوخت و هوا با هم تركيب شده اند از نظر مقدار فشرده كردن اين مجموع محدوديت وجود دارد چون ممكن است كه اين تركيب زودتر از موعد مقرر به دليل احتراق خود به خود  محترق شود . باعث اخلال در سيكل مي شود . اما در موتور هاي گازوئيلي بدليل اينكه فقط هواي بدون سوخت متراكم مي شود از نظر بالا بردن نسبت تراكم محدوديتي نداريم و همين امر باعث بالا بردن راندمان موتور مي شود.

 

طراحي سيكل ديزل : DESIGN OF DIESEL CYCLE

 

سيكل موتور ديزل شباهت زيادي به سيكل : اوتو otto   دارد و  هر دو را مي توان به عنوان سيكل بسته اي از موتور هاي احتراق داخلي مدلسازي كرد . تفاوت در اين است كه سيكل ديزل يك سيكل : تراكمي – احتراقي   است

( يعني در اثر گرماي ناشي از  تراكم هوا و سوخت احتراق صورت مي گيرد و نياز به جرقه شمع نيست )   ولي سيكل اوتو توسط جرقه شمع محترق مي شود

سيكل  هاي تراكمي احتراقي از سوخت هايي استفاده مي كنند كه وقتي به آستانه فشار و حرارت مطلوب رسيدند شروع به احتراق مي كنند و بنابراين نيازي به شمع ندارند سوخت ديزل به گونه اي تركيب مي شود كه در زمان مناسب احتراق صورت گيرد و به همين جهت در سيكل ديزل موتور به شكل مطلوب كار مي كند .

توجه داشته باشيد كه اغلب سوخت ها هنگاميكه به درجه حرارت و فشار معيني برسند شروع به اشتعال مي كنند اما اغلب اين اتفاق زود تر از موعد رخ مي دهد . به همين دليل است كه يك موتور بنزيني كه با سيكل اوتو كار مي كند وقتي بخواهد با نسبت تراكم بالاتري كار كند به حالت ديزل در مي ايد در صورتيكه سوختي كه استفاده مي كند بنزين است و قبل از زدن جرفه خود بخود مشتعل مي گردد . در اين هنگام خاموش كردن اين ماشين ديگر به سختي صورت مي گيرد چون قطع كردن سيستم جرقه هم مشكلي را حل نمي كند .

اتفاقا گاهي  اين حالت احتراق خود بخودي در ماشين هاي بنزيني پيش مي آيد : مثلا هنگاميكه بخشي از واشر سر سيلندر از محل خود خارج شده و وارد محفظه اختراق گرديده است كه چون  بعد از كار كردن موتور به حالت ملتهب در مي آيد باعث مي شود كه كار جرقه را انجام دهد و در اين حالت با وجوديكه  سوئيچ را مي بنديم ولي باز هم ماشين خاموش نمي شود ياهنگاميكه بدليل كف تراشي سر سيلندر ، حجم محفظه احتراق كاهش پيدا مي كند و در واقع نسبت تراكم موتور به هم مي خورد باز هم شاهد اين وضعيت هستيم .

 

مراحل سيكل ديزل :

سيكل ديزل شامل 4 مرحله است :

1-  تراكم

2-  احتراق

3-  انبساط

4-  سرد شدن

مرحله اول: تراكم : كه د راين مرحله از  هواي اتمسفر استفاده مي شود براي گرم كردن اين هوا آن را در سيلندر و توسط پيستون متراكم مي كنند در اين مرحله ما روي هوا كار انجام مي دهيم در يك سيكل ديزل ايده آل فرض بر اين است كه اين تراكم بصورت ايزنتروپيك isentropic   صورت مي گيرد . در اين مرحله است كه ما نسبت تراكم حجمي را تنظيم مي كنيم يعني حجم  سيال قبل از تراكم به حجم آن  بعد از تراكم كه اين نسبت را با r     نشان مي دهند

پيستون : در اين حالت از نقطه مرگ بالا بطرف نقطه مرگ پائين حركت مي كند

مرحله دوم : احتراق :

بعد از اينكه سوخت به هواي فشرده اضافه شد و گرماي حاصل از احتراق باعث حركت پيستون از نقطه مرگ پائيني  شد بعلت اينكه در اين  بخش از  سيكل  پيستنون حركت مي كند مي گوئيم گرماي اضافه شده ايزو كوريك است مانند مرحله خنك شدن .

پيستون : شروع به حركت از نقطه مرگ پائين بطرف بالا مي كند

مرحله سوم : انبساط :

در سيكل ديزل احتراق سوخت باعث گرم شدن هوا  شده و يك نيروي رانشي را روي پيستون اعمال مي كند در اين مرحله است كه كار مفيد از سيستم گرفته مي شود و باعث چرخش ميل لنگ اتومبيل مي گردد در اينجا نيز فرض بر اين است با يك سيكل ايده آل ديزل سر و كار داريم و فرايند

بصورت : ايزنتروپيك صورت مي گيرد .

پيستون: از نقطه مرگ پائين بطرف نقطه مرگ بالا حركت مي كند

مرحله چهارم : خنك شدن

آنگاه اين هواي  منبسط شده تا در جه حرارت محيط سرد مي شود در اتومبيل اين مرحله با خروج گازهاي دودكش و جايگزيني ان با هواي تازه صورت مي گيرد چون اين عمل هنگامي صورت مي گيرد كه پيستون در نفطه مرگ بالا قرار دارد و ديگر قادر به حركت نيست ما مي گوئيم اين فرآيند ايزوكوريك isochoric  است ( يعني تغييري در حجم ان صورت نمي گيرد )

ايده ساخت موتور هاي ديزل متعلق به :  رودلف ديزل  آلماني است كه امتياز ساخت ان را در سال 1892 بنام خود ثبت كرد . هدف او از ساخت اين كار ابداع  موتوري با كارآيي بالا بود البته موتورهاي بنزيني در سال 1876 اختراع شده بودند ولي بخصوص در آن زمان اين موتور ها كارآيي و راندمان مناسب را نداشتند .

تفاوت عمده اي كه بين موتور هاي بنزيني و گازوئيلي وجود دارد بقرار زير است :

در موتور هاي بنزيني ، هوا و سوخت در خارج از موتور با  هم تركيب

مي شوند و سپس اي مخلوط پس از تراكم در سيلندر توسط جرقه اي كه شمع مي زند محترق شده و نيروي لازم براي حركت موتور را فراهم مي كند اما در موتور گازوئيلي ابتدا هوا متراكم مي شود و سپس سوخت به درون اين هواي متراكم پاشيده مي شود و گرماي زياد ناشي از تراكم هوا باعث اشتعال مي شود و به شمع نيازي نيست .

نسبت تراكم در موتور هاي بنزيني 8:1 تا  12:1 است در صورتيكه در موتور هاي گازوئيلي اين نسبت : 14:1  تا 25:1 اس

و به همين جهت است كه  راندمان آنها از موتور ها ي بنزيني بيشتر است همين نسبت تراكم بالا در موتور هاي گازوئيلي است كه باعث مي شود  كه راندمان انها از موتور هاي بنزيني بيشتر باشد موتور هاي بنزيني معمولا از كاربوراتور يا انژكتور براي تركيب هوا و سوخت در خارج از موتور استفاده مي كنند . ولي در موتور هاي ديزلي سوخت بطور مستقيم توسط انژكتور به درون

سيلندر پاشيده مي شود.

در موتور هاي بنزيني بدليل اينكه سوخت و هوا با هم تركيب شده اند از نظر مقدار فشرده كردن اين مجموع محدوديت وجود دارد چون ممكن است كه اين تركيب زودتر از موعد مقرر به دليل احتراق خود به خود  محترق شود . باعث اخلال در سيكل مي شود . اما در موتور هاي گازوئيلي بدليل اينكه فقط هواي بدون سوخت متراكم مي شود از نظر بالا بردن نسبت تراكم محدوديتي نداريم و همين امر باعث بالا بردن راندمان موتور مي شود.

مزيت افزايش عملكرد خودرو:

موتورهاي ديزل از يك مزيت ذاتي نسبت به خودروهاي بنزيني  برخوردارهستند كه عبارت است از عملكرد بالادر راندمان سوخت  ، دوام بيشتر ، وآلايندگي كمتر. مزيتهايي كه موتورهاي ديزل داشته است باعث شده است تا سالها به عنوان موتوري مناسب براي نصب در  وسائل نقليه سنگين و كاميونها مورد استفاده قرار بگيرد و در سراسر دنيا و از جمله در امريكا كاربرد گسترده اي داشته   باشد .هم اكنون با پيشرفتهايي كه در زمينه موتور ديزل صورت گرفته است  همان مزيت ها را براي  استفاده در خودروها سبك و سواري  كه  در  اروپا  توليد مي شوند نيز بكار گرفته اند .

كارآيي بهتر از نظر مصرف سوخت :

ديزل هاي مورد استفاده در خودروها ي سبك نسبت به خودروهاي بنزيني مشابه و با توجه به نوع رانندگي و نوع خودرو   بين 20تا 25% سوخت كمتري مصرف مي كنند .

تاكسي هاي ديزلي لندن كه مدل آنها مربوط با سالهاي 2002/2003 بوده است در شهربه ازاي هر 25تا 27 مايل يك گالن گازوئيل مصرف كرده اند كه اين رقم براي سفر هاي بيرون از شهر 32تا 34 مايل به ازاي هر يك گالن گازوئيل بوده است .

كاهش انتشار آلاينده ها :

فنآوري جديد موتورهاي ديزل باعث شده است كه به ميزان بسيار وسيعي از انتشار آلاينده هاي : اكسيد نيتروژن NOx و PM كاسته شود   درحال حاضر با راه پيدا كردن بازارهاي آمريكاي شمالي به اروپا رانندگان تاكسي در  لندن از موتورهاي فورد ديزلي 4/2 ليتري كه بصورت تزريق

مستقيم سوخت و با استفاده از توربوشارژر، اينتركولر   كار مي كند.

تعداد زيادي از  تاكسي ها و ماشينهاي حمل زباله از مزاياي زيست محيطي و صرفه اقتصادي كه اينگونه ديزل هاي دارند  بهره مي گيرند . فرصتهايي كه سازندگان خودرو در  پيش رو دارند توان بيشتر :موتورهاي ديزلي در مقايسه با موتورهاي بنزيني ،  نيروي رانشي ( گشتا ور ) بيشتري را در دور پائين تري از موتور ايجاد مي كنند .

اين مزيت گشتارو  بالاتر باعث مي شود كه فرآيند احتراق كه بنام احتراق تراكمي ناميده مي شود در اين موتورها بهتر صورت بگيردتوان بيشتر :  . موتورهاي ديزلي در مقايسه با موتورهاي بنزيني ،  نيروي رانشي ( گشتا ور ) بيشتري را در دور پائين تري از موتور ايجاد مي كنند .

اين مزيت گشتارو  بالاتر باعث مي شود كه فرآيند احتراق كه بنام احتراق تراكمي ناميده مي شود در اين موتورها بهتر صورت بگيرد

دوام بيشتر :

موتورهاي ديزل نسبت به موتورهاي جرقه اي و بنزيني از دوام بيشتري برخوردار هستند .

موتورهاي ديزل مورد استفاده در خودروها سبك هر گاه توانند كار كنند . فواصل تعمير و نگهداري آنها نيز طولاني تر است .

 

Innovations in Diesel Technology نوآوري در فن آوري موتورهاي ديزل:

 

استفاده از توربو شارژر يكي از مزايايي است كه در فنآوري ساخت خودرومورد استفاده است و سبب شده است انقلابي در موتورهاي ديزل جديد بوجود آيد تا پاكيزه تر از گذشته كار كنند و توان و كارآيي ببشتري داشته باشند . در ديزل هاي مدرن نوعي از توربو شارژر مورد استفاده است كه توربو با شكل هندسي متغيير ناميد ه مي شود .

اين نوع آوري در شكل توربو شارژر باعث شده است كه توان بيشتري در طيف گسترده اي از دور موتور بدست آيد كه در مقايسه   با توربو شارژرهاي قديمي كه متناسب با سرعت گازهاي خروجي دور انها تغيير مي كرد ودر موتورهاي ديزل جديد تزريق سوخت از طريق يك تزريق كننده پر فشار و با كنترل كامپيوتري صورت مي گيرد در صورتيكه در موتورهاي قديمي سوخت بطور مستقيم به داخل سيلندر تزريق مي شد .  همين امر باعث شده است كه 40% توان بيشتري بدست آيد و 30% كاهش در مصرف سوخت صورت گيرد  .                                           تراشه كامپيوتري كه تزريق سوخت را كنترل مي كند سبب مي شود با زمان بندي متغييري كه براي تزريق سوخت انجام مي دهد كارآيي مصرف سوخت رابه حداكثر برساند و در مقايسه با ديزل هاي قديمي سر و صداي كمتري هم   توليد كند.

تا سال 2006 كه استفاده از ديزل هاي با سوختي كه حداقل گوگرد ممكن را داشته باشد اجباري خواهد شد ميزان انتشار مواد آلاينده و از جمله ذراتي كه در مبدل هاي كاتاليستي به دام مي افتند كاهش پيدا خواهد كرد .

كاهش ميزان اكسيدهاي نيتروژن باعث خواهد شد كه موتورهاي ديزل باز هم تميز تري به بازار عرضه شود.

توربوشارژر وسوپر شارژر در واقع نوعي كمپرسور هوا مي باشند كه جهت مكش هواي بيشتر به درون موتور وفشردن هوا مورد استفاده است

 و به اين طريق باعث مي شود كه هواي بيشتري به درون هر سيلندر فرستاده شود كه سوخت بيشتري هم به درون هر سيلندر فرستاده شود كه مفهوم آن اين است كه انفجار قوي تري در هر سيلندر صورت گيرد .

ميزان فشار هوايي كه به درون هر سيلندر فرستاده مي شود بر حسب psiاندازه گيري ميشود: پوند بر اينچ مربع .

سوپر شارزر از طريق تسمه اي نيروي خود را از موتور مي گيرد درست مانند دينام كه از اين طريق نيروي چرخشي خود را از موتور مي گيرد

 اما توربو شارژر انرژي خود را از گاز هاي خروجي مي گيرد و توربيني دارد كه اين انرژي گازهاي خروجي رابه انرژي مكانيكي براي فشردن هوا استفاده ميكند.

Turbocharger vs Supercharger

 

توربو شارژر وسوپر شارژر هر دووسايلي هستند كه چندين دهه است كه در موتورها و براي فشردن هوا ي ورودي آنها مورد استفاده قرار مي گيرند تا حداكثر توان ممكن را در موتور ايجاد كند .                                                                                                                                                                                                                                                                                                                           

هر كدام از اينها خصوصياتي

هر كدام خصوصياتي دارند كه باعث مي شود كه يكي را بر ديگري ترجيح دهند .

 ولي در عمل هم سوپر شارژر وهم توربو شارژر نقاط  ضعف و قوت خودشان را دارند .

The Supercharger:  سوپر شارژر

سوپر شارژر ها كمپرو سورهاي هستند كه توان مورد نياز خود را براي فشردن هوا از موتور مي گيرند.

  توربو شارژر ها  همان سوپر شارژر هايي  هستند كه نيروي محركه خود را از اگزوز مي گيرند 

سه نوع سوپر شارژر وجود دارد

Roots blower  نوع دمنده اي

Centrifugal superchargers نوع گريز از مركز

Screw-type  و نوع مارپيچي

كه همكي آنها قدرت را نشي خود را بطريقي از ميل لنگ موتور مي گيرد بطوريكه سرعت با لاتر موتور باعث سريع تر چر خيدن انها مي شود.                                                                                                                       

دو نوع اول با سرعتي معادل : 15000دور در دقيقه ونوع سوم يا گديز از مركز با سزعتي معادل : 40.000دور در دقيقه مي چرخد.

The Turbocharger  :  توربو شارژر

اما توربو شارژر ها با استفاده از انرژي دود هاي خروجي از اگزوز به حركت در مي آيند و حداكثر سرعتي كه يك توربوشارژر مي چرخد به 150.000دور در دقيقه هم مي رسد

مقايسه توربو شارژر و سوپر شارژر

The Comparison: : Turbocharger vs Supercharger

زمان در سرويس قرار گرفتن

سوپر شارژرها بلا فاصله بعد از روشن نمودن و چرخش موتور در سرويس قرار مي گيرند و هواي فشرده را در اختيار موتور قرار مي دهند

 هر چند اين ميزان تقويت اوليه براي موتور خيلي اندك است ولي بتدريچ

با دور گرفتن موتور افزايش مي يابد و حاصل آن افزايش آرام ويكنواخت

 توان موتور است.

اما در مقابل توربو شارژر ها نقطه ضعفي دارند كه ان را تاخير در واكنش نشان دادن مي نامند . چون لختي كه توربو شارژر ها در اغاز كار دارند                                                                                                                 

و بايد ابتدا دودهاي خروجي داغ توليد شود تا بتواند دور بگيرند كه باعث مي ود مدتي طول بكشد تا هوا رابراي فرستادن به موتور فشرده كنند

و بنابراين تادور موتور بالا نرفته است نمي توانند هوا را به شكل دلخواه فشرده كنند.

 

(wide open throttle =wot)

درحالتي كه در يجه هواي ورودي انهااز باشد معمولا يك افزايش ناگهاني در قدرت توربو شارژر پد يد مي آيد ( اين موضوع دراين حالت صورت ميگيرد كه اگر شما خودروي را كه توربو شارژر كه حدود 3000rpm دارد رانده باشيد

 ضربه هاي راكه وارد ميشود را حس خواهيد كرد .البته اين امكان وجود دارد كه توربو شارژر ها را دراندازهاي ساخت كه واكنش اوليه انها سريع تر باشد .

 مثلا موتور هاي ديزلي وجود دارد كه توربو شارژر هاي آنان   به اندازههاي كوچك است كه دور آن به1700-2000 دور در دقيقه مي رسد.

عيب عمده ي كه اين نوع توربو شارژر ها دارند اين است كه توان هاي

 بالا يي را نمي توان از آنها گرفت.

Parasitic Poewer Loss: افت توان غير قابل اجتناب

سوپر شارژر ها به علت اين كه نيروي خود رااز موتور مي گيرند باعث مي شوند كه بخشي از توان توليد شده توسط موتور را مصرف كنند .

  اين افت توان غير قابل اجتناب ميتواند حتي از 50 اسب بخار هم تجاوز كند البته اين سوپرشارژرها بيش از انچه انرزي مصرف كنند به توان موتور اضافه مي كنند .

 ولي توربو شارژر ها به علت اينكه هيچگونه انرژي از موتور مصرف نمي كنند ولي آنها نيز با ايجاد مانع در جريان دود هاي خروجي از موتور و افزايش فشار پس از زدن سبب مي شوند بخشي از توان موتور بطور غير مستقيم كاسته شود .

 چون در اين حالت پيستون بايد انرژي بيشتري را براي بيرون راندندود هاي خروجي از سيلندر صرف كند.

 ولي از طرف ديگر استفاده از توربو شارژر ها باعث مي شود كه هواي فشرده با فشار وارد سيلندر شود  و همين موضوع باعث محكم به پايين رفتن پيستون و دادن انرژي به ان مي شود كه با انرژي كه قبلا گفته شد خنثي مي شود

و اين بحث دنباله داري است بهر حال استفاده از توربو شارژر بعلت اينكه تواني بريا كار كردن از موتور نمي گيرد و باعث بالا رفتن توان موتور

 مي شود معمول تر از سوپر شارژر است .

 

 Heat production : توليد حرارت

هواي ورودي هنگاميكه خنك تر باشد متراك تر و چگال تر است كه بدين مفهوم است كه اكسيژن بيشتري در واحد حجم به موتور مي رسد .

 اكسيژن بيشتر به مفهوم توان بيشتر است سوپر شارژر هاي دمنده اي از اين جهت كه توليد گرما مي كنند مطلوب نيستند  .

 اين گرماي توليد شده حاصل ناكافي بودن تراكم هواي ورودي است و از اين توربو شارژرها كارآيي بيشتري نسبت به سوپر شارژر ها دارند.

 اما سوپر شارژر هاي گريز از مركز مي توانند ازاين اين جهت بهتر از توربو شارژر ها باشند

 و قابليت انعطاف ببشتري را از خود بروز دهند با قرار دادن لوله هواي وردوي به موتور در نزديكي دود هاي خروجي مي توان هواي ورودي به موتور را گرمتر كرد .

 سوپر شارژر هاي گريز از مركزي كه خوب طراحي شده باشند مي توانند اين گرماي را از طريق نصب خنك كننده كاهش دهند .

Reliability : قابليت اطمينان

 

مردم اغلب مي گويند كه سوپر شارژر ها نسبت به توربو شارژر ها قابليت اطمينان بيشتري دارند .

 و اين بدان علت است كه توربو شارژرها اب حرارت بالا كار مي كنند و توسط روغن روانكاري مي شوند و هر گاه قبل از خنك شدن آنها موتور خودرو را خاموش كنند اين روغن در معرض حرارت قرا ر مي گيرد و باعث كوتاه شدن عمر كاري توربو شارژر مي شود .

 اما با تعمير و نگهداري و مراقبت هاي لازم از توربو شارژر مي توان برا اين مشكل هم فائق آمد و از نظر حداكثر توان مطلق توليدي علاوه استفاده از توربو شارژر امكان بالاتري براي تقويت قدرت موتورا رائه مي دهد تا استفاده از سوپر شارژر  مثلا در تراكتور هايي كه جهت كشش مورد استفاده قرار مي گيرند

 استفاده از سه توربو شارژر بصورت سري باعث مي شود كه سطح تقويت هواي ورودي فشاري معادل psi 200 توليد كند.

نتيجه گيري : توربو شارژر يا سوپر شارژر ؟

با توجه به مطالب گفته شده خودتان مي توانيد قضات كنيد كه اظهار نظر در مورد اينكه استفاده از كداميك توربو شارژر يا سوپر شارژر بهتر است كاري مشكل است .  مهم ترين مزيت سوپر شارژر اين است كه زمان واكنش نشان دادن آن كم است و به سرعت در سرويس قرار مي گيرد (البته غير از نوع گريز از مركز آن )  و استفاده از آن هم ساده است.

از ان طرف عمده ترين مزيت توربو شارژر ، كارايي بالاي آن و توليد حداكثر توان است . اين د یگر بستگي به نظر خريداران خودرو دارد كه تصميم بگيرند كدام نوع را براي وسيله خود انتخاب كنند .

بازار رو به رونق خودروهاي سبك ديزلي :                                   

اين بازار روز به روز در حال گسترش است و بستر مناسبي را براي بسياري از شركتها فراهم مي كند تا در اين زمينه سرمايه گذاري كنند       

در ژوئيه سال 2003 بيش از 1/3 ميليون وانت در جاده ها وجود داشته اند كه ازاين ميان 7/1 ميليون آن متعلق به شركت فورد بوده است. د.ج و شورولت هم به ترتيب با 700 هزار و 500 هزار وانت ديلزي رد رده در بين تمامي شركت هاي سازنده وانت هاي ديزلي ، شركت فورد بتدريج تسلط خود را از دست داده است و اين سهم نصيب ساير شركتهاي شده است هاي بعدي قرار داشته اند .

بازار رو به رونق خودروهاي سبك ديزلي اين بازار روز به روز در حال گسترش است و بستر مناسبي را براي بسياري از شركتها فراهم مي كند تا در اين زمينه سرمايه گذاري كنند .

در ژوئيه سال 2003 بيش از 1/3 ميليون وانت  در جاده ها وجود داشته اند كه از اين ميان 7/1 ميليون آن متعلق به شركت فورد بوده است . د.ج و شورولت هم به ترتيب با 700 هزار و 500 هزار وانت ديلزي رد رده هاي بعدي قرار داشته اند .

در بين تمامي شركت هاي سازنده وانت هاي ديزلي ، شركت فورد بتدريج تسلط خود را از دست داده است و اين سهم  نصيب ساير شركتهاي شده است                                                            

نسل جديد موتورهاي ديزل براي خودروهاي سواري و سبك :

اگر چه در كشور ما فنآوري ساخت موتورهاي ديزل حدود 30 تا 40 سال از تكنولوژي روز دنيا عقب است ولي در كشورهاي اروپايي و آمريكايي و خصوصا دراروپا با پيشرفت هاي شگرفي كه درزمينه ساخت و طراحي نسل جديد موتورهاي ديزل صورت گرفته است

هم انكون تعداد زايادي از خودروهاي سواري سبك با استفاده از موتور ديزل ساخته و مورد استفاده قرار مي گيرد.

چون اين نوع خودورها مزايا ي زيادي در مقايسه با موتورهاي بنزيني دارند از جمله اينكه بين 20 تا 65 % سوخت كمتري مصرف مي كنند بطوريكه در هر 100 كيلومتر 4 ليتر گازوئيل مصرف مي كنند و اين در

 حالي است كه بهترين خودورهاي بنزيني بيش از 6 ليتر بهه ازاي هر 100 كيلومتر مصرف مي كنند در ايران كه كه اين ميزان حتي به 15 ليتر و بيشتر هم برا بسياري از خودروها مي رسد.

موتورهاي ديزلي 24% CO2 كمتري توليد مي كنند و 30% نيز گاز مونواكسيد كربن CO كمتري را وارد جو مي كنند بنابراين از نظر آلايندگي محيط زيست هم باعث مي شوند كه كمتر محيط زيست آلوده شود .

 همه اينها در كنار يك سري مزيت هاي فني مثل توليد گشتاور بالاتر و راندمان كاري بيشتر باعث شده است.

كه هم اكنون در فرانسه 60% خودروهاي سواري از نوع ديزلي باشند اين رقم در آلمان حدود 50% است

و در آمريكاا بهد علت عدم آشنايي كه با اين فن آوري وجود دارد و هنوز عموميت پيدا نكرده است اين رقم حدود 205 است كه در تمام اين كشورها رو به افزايش است .

جا ما هم اينجا در ايران از اين فن آوري جديد به بهترين وجه ممكن استفاده كنيم به چند دليل :

اولا ما هم از نظر بنزين هم اكنون درمضيقه هستيم و مجبور به صرف مقادير هنگفت براي واردات بنزين مي باشيم كه باتغيير سوخت خودورها به گازوئيلي بخش زيادي از اين مشكل حل مي شود.    

توليد گازوئيل در كشور ما بيش از بنزين است .

آلايندگي محيط زست مشكلي است كه اگر چه د رايران چندان جدي گرفته نمي شود ولي ما براي راه پيدا كردن به جامعه جهاني و حفظ سلامت محيط خودمان ناچاريم قوانين زيست محيطي را رعايت كنيم

 آنهايي هم كه مثل يوسف حجت معاون سازمان حفاظت از محيط زيست بهانه مي آورند كه در اروپا گاز وجود ندارد و ما با داشتن منابع گاز نيازي به خودروهاي ديزلي نداريم اساسا تخصصي در زمينه مكانيك و ساختار موتورهاي ديزلي ندارند و اظهارات آنها بيشتر سياسي كاري استتا اينكه بخواهد مطلبي علمي و كارشناسي باشد و نبايد اين حرفها را جدي گرفت !استفاده از موتورهاي ديزلي مدرن بايد در كنار خودورهاي گاز سوز توسعه پيدا كند چون ماهيت موتورهاي ديزل به گونه اي است كه اولا هيچ بديلي در حال حاضر ندارند ثانيا در آينده كه بهر حال سوخت هاي فسيلي رو به پايان خواهند گذاشت مي توانند با استفاده از سوخت هاي گياهي و بيو فيول هم كار كنند .                                                                        

و با تشكيل اسيد سولفوريك باعث خودگي قطعات داخلي موتور مي شود اساسا در موتو رهاي ديزلي جديد غير قابل استفاده است. اين موتورها به گازوئيلي نياز دارند كه ميزان گوگرد آن طبق استاندارد يور- 4 فقط PPM 50 باشد در صورتيكه چنين گازوئيلي در هيچيك از پالايشگاههاي ايران توليد نمي شود. تنها پالايشگاه تهران و بندر عباس مقداري محدودي گازوئيل با ميزان گوگرد PPM 500 توليد مي كنند كه اين فقط مي توان استاندارد يورو -2 را پاس كند

بنابراين براي توسعه و گسترش استفاده از موتورهاي ديزلي لازم است پالايشگاههاي ايران نوسازي شوند و فرآيند پالايش در انها مدرن گردد . و اين رشته سر دراز دارد !...

 

2- تحقيقات بعمل آمده در مورد ديزل

2-1- درك بهتر فرآيند احتراق به كمك تجهيزات ليزري پيشرفته

 

امروزه شناخت بهتر از عوامل ايجاد آلايندگي و احتراق موتورهاي ديزلي با استفاده از ابزارهاي تشخيصي پيشرفته ليزري انجام مي‌شود.

اين ابزار اطلاعاتي ارايه مي‌دهد كه در گذشته در دسترس نبود؛ اطلاعاتي كه ممكن است در آينده، تغييرات بنيادي در موتورهاي ديزلي به وجود آورند. در اين بين، موتورهايي با امكاناتي براي مشاهده محفظه احتراق به همراه شيوه‌هاي تصوير سازي ليزري، به دانشمندان امكان مي‌دهد آنچه را كه درون يك موتور ديزلي اتفاق مي‌افتد، مشاهده كنند.

سه توليد كنندة اصلي موتور ديزلي دنيا، شركت‌هاي كامينز (Cummins)، كاترپيلار (Caterpillar) و ديترويت ديزل (Detroit Diesel) قصد دارند با همكاري آزمايشگاه‌هاي

ملي سنديا (Sandia National Labs) ، فرايندهاي كليدي احتراق درون سيلندر را بررسي كنند و با نحوة توليد آلاينده‌ها توسط اين فرايندها بيشتر آشنا بشوند. اين اطلاعات و آگاهي‌ها به بهبود و افزايش بازدهي موتورهاي ديزل و همچنين به كاهش آلاينده‌ها به عنوان چالشي دشوار كمك مي‌كند.

آزمايشگاه ملي سنديا داراي موتور ديزلي مخصوصي است كه در قسمت‌هاي مهم آن پنجره‌هايي نصب شده است و پژوهشگران مي‌توانند با اشعة ليزر از عملكرد اين موتور عكسبرداري  كنند. اين امر به آن‌ها امكان مي‌دهد تا اندازه‌گيري فرايندهاي احتراق و مستند كردن آن را با جزئيات دقيق انجام دهند.

محققان با بهره‌گيري از ابزارهاي تشخيصي ليزري پيشرفته (Advanced Laser-Based Diagnostic Tools)، همچون سنجش پخش نور ارتجاعي (Elastic Light Scattering Measurments) و تصويرسازي سطحي فلوئورسانس القاء شده ليزري (Planar Laser- Induceel Fluorescence Imaging)، قادرند:

تعيين كنند كه آيا شعلة پيشرونده داخل سيلندر در برخورد با جدارة كاسه‌اي محفظه احتراق خاموش مي‌شود كه اين امر موجب تشكيل كربن نسوخته(دوده) مي‌گردد.

ميزان تشكيل دوده‌ نسبت به زمان را  اندازه بگيرند تا بهتر بتوانند دليل افزايش دودة ايجاد شده،  هنگام استفاده از تكنيك‌هايي چون بازگرداندن مجدد گاز اگزور (EGR) و زمان‌بندي ريتارد به منظور كاهش اكسيدهاي نيتروژن را درك كنند.

اثرات انژكتور سوخت و ويژگي‌هاي نقطه مرگ بالا را بر روي توزيع دوده بررسي كنند.

اثرات تركيبات مختلف و اثرات ميزان غلظت آن‌ها بر ميزان دوده و فرايند تشكيل را بررسي كنند.

 

2-2- توليد دوده در موتورهاي ديزلي و ارتباط آن با ديگر عوامل احتراق

توليد دوده يك خاصيت ذاتي موتورهاي ديزلي است كه از فرايند احتراق ناشي مي‌شود و بايد تا حد ممكن از مقدار آن كاسته شود. در سال‌هاي اخير دانشمندان دريافتند كه دوده در مكان مناسب و با مقدار مناسب ممكن است در كاهش انتشار اكسيد نيتروژن ( NOx ) مفيد باشد.

هدف از اين مرحلة پژوهش آن است كه ميزان دوده‌اي را كه در ديوارة پيستون موتورتحقيقاتي موجود در آزمايشگاه ملي سنديا رسوب مي‌كند، اندازه‌گيري كنند؛  سپس با ميزان آلايندگي موتورهاي خارج از آزمايشگاه مقايسه نمايند. پژوهشگران اين آزمايشگاه همچنين تلاش مي‌كنند تا ارتباط بين طول جهش شعلة احتراق(Combustion flame lift-off length) و فرايند احتراق را دريابند. از طريق مقايسة ارتباط بين تشكيل دوده، آلايندگي و طول جهش شعلة احتراق، ممكن است بهينه‌سازي احتراق موتورهاي ديزلي فراهم شود.

 

نتايج و طرح‌هاي آينده

پژوهشگران در آزمايش موتور با يك نوع سوخت ديزلي با درجه كيفيت 2، رسوبات دوده در ديوارة كاسة پيستون و دوده خروجي از موتور را اندازه‌گيري كردند. نتايج نشان داد كه تغييرات در ميزان رسوب دوده بر ديواره، با تغييرات مقدار دودة خارج‌شده از اگزوز ارتباطي ندارد؛ به‌خصوص زماني كه تنظيمات احتراق بر اساس كاهش انتشار Nox صورت مي‌گرفت ( اين امر سطح رسوب دوده بر ديواره‌هاي پيستون را افزايش مي‌داد)، در اين وضعيت لزوماً آلايندگي دودة اگزوز افزايش نمي‌يافت.

اندازة رسوب دوده در ديواره‌هاي پيستون، با سطح دودة اندازه‌گيري شده در دود اگزوز ارتباط منسجمي ندارد.

زماني كه طول جهش شعلة احتراق با ابزارهاي مختلفي اندازه‌گيري شد، داده‌ها مشخص كردند كه بين طول جهش شعله و نسبت رسوب دوده بر ديواره‌هاي پيستون، ارتباط معناداري وجود دارد. البته با استفاده از سوخت‌هاي متفاوت ( محتوي اكسيژن )، اين تناسب نيز تغيير كرد.

از اقدامات آيندة گروه پروژه در اين پژوهش مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

بررسي ساختار شعلة احتراق در مكان‌هاي مختلف محفظه احتراق.

تجزيه و تحليل تأثيرات متقابل مخلوط هوا و سوخت حاوي اكسيژن با تشكيل دوده.

يكپارچه نمودن(هماهنگ كردن) داده‌ها از مدل و آزمايشگاه‌هاي تجربي، براي شناخت بهتر ارتباط بين احتراق موتورهاي ديزلي و تشكيل آلاينده‌ها براي انواع سوخت‌آزمايش‌هاي رايج ديزل.

 

همچنين بررسي‌هاي انجام شده بر روي تأثيرات متقابل جدارة سيلندر و جت سوخت ديزل بر يكديگر نشان مي دهد كه:

قبل از برخورد سوخت با جدارة سيلندر،يك شعله كامل پيشرونده، ناحيه توليد دوده در جت را احاطه مي‌كند.

با برخورد جت با جدارة سيلندر، لبة جت در جهت انحناي سطح منحرف مي‌شود، و شعله پيشرونده علي‌رغم نزديكي به جداره سيلندر، سالم مي‌ماند(خاموش نمي‌شود).

ظرف 70 ميكرو ثانيه تماس با جداره، شعله در سراسر پيشاني جت (جريان قدرتمند سوخت) خاموش شده و تنها در امتداد كناره‌هاي جت فعال باقي مي‌ماند (اطلاعات موجود بيانگر اين نكته هستند كه كمبود اكسيژن موجب خاموش شدن شعله مي‌شود، نه كاهش حرارت).

پس از اين‌كه شعله خاموش شد، هسته انباشته دوده در جت، روي جدار محفظه احتراق پخش مي‌شود.

محققان با انجام آزمايش‌هاي بيش‌تري بر روي موتورهاي ديزلي قصد دارند:

 به منظور اندازه‌گيري نرخ توليد دوده روي جداره‌هاي سيلندر، مطالعات خود را ادامه بدهند.

  به منظور بررسي نحوه تغييرات خروج دوده نسبت به زمان، از موتور طي مراحل Blow Down و تخليه، از تصويربرداري ليزري سطحي، مستقيماً در زير سوپاپ خروجي استفاده كنند.

2-3- استفاده از موتورهاي ديزلي براي كاميون‌هاي سبك و وانت‌ها

كاميون‌هاي سبك، از جمله خودروهاي پيكاپ، خودروهاي ورزشي (SUVS) و وانت‌ها، 50 درصد خانواده خودروهاي آمريكا را تشكيل مي‌دهند. توليدكنندگان خودرو در پاسخ به تقاضاي مصرف كنندگان، ابعاد اين نوع خودروها را افزايش داده‌اند. اما، بزرگ‌تر شدن خودرو، موجب افزايش مصرف سوخت آن مي‌شود؛  لذا خودروسازان به سختي مي‌توانند به اهداف خود در كاهش اجباري مصرف سوخت دست يابند. ضمن اين‌كه، خودروهاي موجود در آمريكا در آينده‌اي نزديك ملزم به پيروي از دومين سري استانداردهاي خودروي كم آلايندة سازمان منابع هواي كاليفرنيا، معروف به استانداردهاي LEVII و همچنين دومين سري استانداردهاي آلايندة آژانس حفاظت از محيط زيست آمريكا، معروف به استانداردهاي EPA Tier II خواهند شد. موتورهاي ديزلي بهترين پاسخ كوتاه مدت براي اين مشكل هستند.

شركت ديترويت ديزل (DDC)، با دريافت وام از وزارت انرژي آمريكا، يك موتور 4 ليتري V-6 براي بازار كاميون‌هاي سبك آمريكاي شمالي طراحي كرده است. اولين نمايش اين خودرو- با نام دلتا (كاميون سبك با موتور ديزلي)، نشان مي‌دهد كه نسل جديد موتورهاي ديزلي مي‌توانند بر بسياري از مشكلاتي كه قبلاً در ديزل‌ها ديده مي‌شد، غلبه كنند و با موتورهاي بنزيني بازار كاميون‌هاي سبك آمريكاي شمالي، به رقابت بپردازند.

اين برنامه با اهداف متعالي و بلند پروازانه‌اي آغاز شد؛ طراحي تقريباً دوباره از صفر يك موتور ديزلي كه:

براي كاميون‌هاي سبك و SUVها (با وزن ناخالص 5751 تا 8500) مناسب باشد.

آلاينده‌هاي از نوع ذرات معلق و NOX را، به منظور تأمين استانداردهاي EPA LEV II، كاهش بدهد.

دستيابي به 50% مصرف سوخت بهتر از موتورهاي بنزيني سنگين فراهم شود.

شركت ديترويت ديزل براي شناسايي تقاضاي موتور ديزلي مصرف كنندگان، كار را با انجام يك تجزيه و تحليل (QFD) آغاز كرد. نتايج اين تجزيه و تحليل نشان داد كه مشتريان به دنبال موتورهايي با دوام، قوي و كم هزينه‌اند. عملكرد، ميزان مصرف سوخت، سرو صداي موتور و ارتعاشات آن نيز از جمله معيارهاي بسيار مورد توجه مصرف‌كنندگان بود.

به دنبال اين تجزيه و تحليل موتوري خلق شد كه و تلفيقي از طرح‌هاي ديزل سنگين آمريكاي 

شمالي و تزريق مستقيم پرسرعت (HSDI) اروپا بود. مهندسان شركت نيز به منظور پاسخگويي به انتظارات و خواسته‌هاي مشتري، يعني سرو صدا و تكان كمتر و در مقابل، قدرت بيشتر، از تكنولوژي‌هاي جديدتري استفاده كردند. اين

موتور از اجزاي زير تشكيل شده است: يك محفظه كناري (Bank Angle) كه مي‌توان لوازم جانبي سيستم سوخت‌رساني را از طريق آن در كناره‌هاي موتور جاي داد و طول مسير حركت سوخت به موتور را به حداقل رساند.

طراحي OHV (Over Head Valve) سوپاپ‌ها كه در سر سيلندر قرار گرفته، تعداد قطعات را كاهش مي‌دهد، اندازه و وزن موتور را به حداقل مي‌رساند و هزينه‌هاي مجموعه سوپاپ را تا 82% كاهش مي‌دهد.

يك جعبه دنده جمع‌ و جور كه صداي موتور را كاهش مي‌دهد.

يك سيستم گردش مجدد گاز اگزوز جمع و جور (EGR) به منظور كنترل آلاينده‌ها .

يك توربوشارژ الكترونيكي.

يك ميل لنگ جديد براي يكنواختي عملكرد موتور.

بكارگيري تكنولوژي‌هاي جديد سيستم سوخت‌رساني.

نتايج و طرح‌هاي آتي

- موتور ديزلي شركت ديترويت ديزل

از حيث شتاب موتور، سر و صدا و عملكرد، شبيه موتور بنزيني است.

 مشخصه‌هاي رانندگي بهتري دارد.

 صرفه‌جويي سوختش دو برابر صرفه‌جويي سوخت موتور بنزيني است.

شركت ديترويت ديزل پس از چند بار آزمايش روي خودروي نسل 0.0، اصلاحاتي در موتور ديزلي ساخت خود به عمل آورد؛ همچنين يك سري از موتورهاي نسل 0.5 آزمايش شدند. اين موتورها شتاب بيشتري داشتند. مدتي بعد شركت DDC ، روي نسخه نسل 105 كار كرد كه در اوايل سال 2001 آزمايش شد. موتور 105 يك سيستم جديد هوا زماني داشت كه به ميزان قابل توجهي شتاب موتور را افزايش و آلايندگي آن را كاهش مي‌داد.

شركت كامينز نيز با سرماية وزارت نيرو، در يك پروژه، امكان استفاده از يك موتور ديزلي پر قدرت 2/4 ليتري براي كاميون‌هاي ويژة كارهاي سبك را بررسي كرد.

كامينز كار خود را با بررسي پيش‌نيازهاي بازار كاميون‌هاي ويژة كارهاي سبك آغاز نمود. اهداف اين شركت براي كاميون‌هاي مذكور، از لحاظ نظري كاملاً صريح بود؛ اين اهداف عبارت بودند از:

پيروي از استانداردهاي دولتي آلايندگي Tier II.

بهبود مصرف سوخت حداقل 50% كمتر از موتورهاي بنزيني مشابه.

اطمينان از توسعة موتورها به گونه‌اي كه براي توليد‌كنندگان و مشتريان قابل قبول باشد.

شركت كامينز بر روي يك موتور ديزلي پر قدرت 2/4 ليتري ( موتور V-6 فعلي ) كه در اروپا فروخته مي‌شد، آزمايش‌هايي انجام داد. نتايج نشان داد كه موتور مذكور استانداردهاي آلايندگي EPA را برآورده نمي‌كند. كامينز سيستم گردش مجدد دود گاز ( EGR ) را از موتور حذف كرد و سيستم‌هاي كنترل سوخت و هوا و EGR جديد خود را بر روي آن نصب نمود. پس از آن آزمون‌هاي آلايندگي، مصرف سوخت، آلودگي صوتي و عملكرد، برروي موتور ديزلي اصلاح شده كه بر روي انواع مختلف وسايل نقليه(وانت‌هاي كوچك،SUVهاي نيمه سنگين و وانت‌هاي بزرگ) نصب شده بود، انجام گرفت.

 

نتايج و طرح‌هاي آينده

 

نتايج آزمون نشان داد كه انتشار NOx در موتور ديزلي نصب شده بر روي SUV هاي نيمه سنگين، g/hp.hr 4/0 و انتشار ذرات معلق،  g/hp.hr 06/0 مي‌باشد ( اين ارقام نزديك به حدود تعيين شده در استانداردهاي 2008 است). ميانگين مصرف سوخت اين موتور در جاده‌ها، براي كاميون‌هاي كوچك mpg34 و براي وانت‌هاي بزرگ mpg 32 (mpg يعني مسافت طي‌شده با يك گالن سوخت) مي‌باشد. ميانگين مصرف سوخت در شهر، به ترتيب 25 و mpg22 است. اين نتايج نشان مي‌دهد كه مصرف سوخت موتورهاي نصب شده بر روي SUV هاي متوسط، نسبت به موتورهاي بنزيني معمولي، 59% بهينه‌تر مي‌باشد.

اين موتور در آزمون‌هاي عملكرد موتور نشان داد كه مي‌تواند همان قدرت موتورهاي بنزيني V8 را در دور rpm 3500 ايجاد نمايد. شركت كامينز به منظور افزايش دور به rpm 4500 ، تغييراتي در اين موتور ايجاد كرد. از نقاط ضعف اين موتور مي‌توان به دو مورد اشاره كرد، نخست آن‌كه از همتايان ديگر خود فقط اندكي پر سر و صداتر ( در حدود چند دسي‌بل ) و نسبت به آن‌ها، زمان شتابگيري آن در تمام تست‌هاي انجام شده(سه تست مسافتي)، 2ثانيه بيشتر مي‌باشد. از برنامه‌هاي آتي كامينز اين است كه اين معايب را بر طرف نمايد.

 

2-4- كاهش آلايندگي موتورهاي ديزلي

 

-4-1- كاهش آلايندگي موتورهاي ديزلي با استفاده از كاتاليزورها

كاهش آلايندگي موتورهاي ديزلي به عوامل متعددي بستگي دارد كه از آن جمله مي‌توان به تكنولوژي سيستم‌هاي كنترل موتور، سيستم‌هاي تصفية دود اگزوز و ميزان سولفور موجود در سوخت اشاره كرد. تأثير متقابل اين سيستم‌ها بر يكديگر نيز عامل بسيار مهمي به شمار مي‌آيد.

در طول ساليان گذشته، پژوهشگران تلاش كرده‌اند تا با استفاده از رويكردهاي مختلف ( از قبيل استفاده از سيستم كنترل‌ سوخت، فيلترهاي جذب ذرات و فعل و انفعالات شيميايي)، انتشار ذرات ريز ( PM ) و اكسيد نيتروژن(NOx)، را از موتورهاي ديزلي كاهش دهند. فناوري‌هاي مختلفي به كار گرفته شد كه از نظر اقتصادي مقرون به صرفه بود. دانشمندان در كنترل PM نسبت به NOx موفق‌تر بودند؛ اما فشار قوانين جديد و سختگيرانة دولتي، ايجاب مي‌كرد كه ظرف 5 سال آينده، از انتشار NOx به ميزان قابل توجهي كاسته شود.

پژوهشگران آزمايشگاه ملي ريج اوك تحقيق كرده‌اند كه آيا فناوري پيشرفتة كنترل دود اگزوز ( معروف به فناوري Stretch emissions cintrol) ، مي‌تواند آلايندگي موتورها را  به صفر نزديك‌تر كند؛ يا خير. گروه پژوهشي اين آزمايشگاه با استفاده از يك موتور  ISB، 9/5 ليتري 6 سيلندر ( توليد شركت كامينز ) كه از طريق بازگشت مجدد دود اگزوز ( EGR ) خنك‌كاري داخلي مي‌شود، به همراه سيستم سوخت‌رساني، تأثير  فناوري‌هاي جديد را همراه

سوختي با سولفور اندك، را بررسي كردند. ذرات جامد كربن، مهم‌ترين جزء PM را تشكيل مي‌دهند كه به علت احتراق افشانه‌اي سوخت ديزل،  در سيلندرها به وجود مي‌آيند. NOx نيز،  به علت دماي بالاي احتراق در موتورهاي ديزلي ايجاد مي‌شود. بزرگ‌ترين تفاوت بين PM و NOx آن است كه PM از ذرات جامد يا مايع تشكيل شده كه مي‌توان آن‌ها را به طور مكانيكي، يعني با كمك صافي و فيلتر از دود اگزوز جدا نمود؛ در حالي كه Nox نوعي گاز است و فقط از طريق تجزيه شيميايي مي‌توان آن را حذف كرد. فناوري‌هايي از قبيل EGR ، به كاهش دماي احتراق كمك مي‌كنند؛ اين كار از طريق بازگشت مجدد مقداري از دود اگزوز به منيفولد ورودي انجام مي‌شود كه در نتيجة آن تركيب هوا و سوخت، رقيق مي‌شود؛ اين امر به نوبة خود، توليد Nox را كاهش مي‌دهد.

پژوهشگران اميدوارند با شناخت بهتر تأثير متقابل ميان، موتور و فناوري‌هاي پيشرفتة كنترل آلايندگي دود اگزوز، به توليد‌كنندگان موتور كمك كنند تا سطوح آلايندگي PM و Nox تعيين شده توسط دولت را برآورده سازند.

 

نتايج و طرح‌هاي آينده

 

پژوهشگران با استفاده از استاندارد صنعتي ، يعني آزمون در 8 حالت مختلف در وضعيتش پايدار (Steady State)، از آلايندگي موتور در هر يك از اين حالات نمونه‌گيري كردند . نتايج نشان داد كه ميزان انتشار PM تاحدودي به استانداردهاي 2007 نزديك شده است ؛ اما در مورد Nox چنين نبود. علت اصلي امر احتمالاً آن بود كه كاتاليزوري كه مورد استفاده قرارگرفته بود در دماهاي پائين كه توسط سيستم EGR پيشرفته ايجاد مي‌گرديد نمي‌توانست NOX را به N2 تبديل نمايد اين حالت در وضعيتي كه موتور قدرت كمي توليد مي‌كند رخ مي‌داد. كاتاليزورهايي كه براي استفاده در دماي زير 280 درجة فارنهايت طراحي شده بودند به راحتي مي‌توانستند در چنين شرايطي Nox را حذف كنند. يافتن شيوه‌هايي براي افزايش دماي اگزوز، در شرايط عملكرد قدرت پايين موتور، مي‌تواند تاحدودي اين مشكل را بر طرف كند. به همين دليل، پژوهشگران در مرحلة دوم اقدامات خود ، تلاش كردند

شيوه‌هاي احتراق و روش‌هاي كنترل جديدي ابداع كنند كه با كمك آن‌ها بتوانند انتشار Nox در دماهاي پايين‌تر را نيز را كاهش دهند و يا اينكه دماي موتور را در حالت عملكرد در قدرت‌هاي پايين افزايش دهند.

 

2-4-2- كاهش آلايندگي موتورهاي ديزلي با استفاده از تزريق مستيم هوا به مخزن احتراق

 

كاهش ذرات آلاينده در دود اگزوز وسايل نقلية ديزلي با استفاده از هواي تزريق شده در مراحل بعدي احتراق (Late- Cycle Air)يا استفاده از  هواي غني شده با اكسيژن از اهداف اين طرح مي‌باشد.

اتاقك جديد آزمون موتور كاميون‌هاي ويژة كارهاي سنگين، متعلق به آزمايشگاه ملي آرگون، به پژوهشگران امكان مي‌دهد تا شيوه‌هاي كاهش ذرات آلاينده‌ در موتورهاي ديزلي را از طريق تكنيك تزريق هوا در مراحل بعدي احتراق يا هواي غني شده با اكسيژن، بررسي اتاقك جديد، به پيشرفته‌ترين ابزارهاي اندازه‌گيري آلاينده‌هاي گازي و جامد مجهز مي‌باشد.

اين اتاقك، بخشي از يك برنامة سه ساله است كه هزينة 2/1 ميليون دلاري آن را شركت‌هاي آرگون، كاترپيلار و DOE-OHVT تأمين مي‌كنند.

پژوهشگران نظام كنترل را توسعه دادند تا آلاينده‌هاي جامد ( دوده ) را بدون افزايش  NOx، كاهش دهند. NOx باعث از بين رفتن ازن ‌مي‌شود و در ايجاد مه‌دود ( Smog )، نقش مهمي دارد.

تزريق هوا يا هواي غني شده با اكسيژن، در آخرين مراحل احتراق، اكسيداسيون ذرات جامد را در همان زمان شكل‌گيري افزايش مي‌دهد. NOx نيز در ابتداي فرايند احتراق ايجاد مي‌شود، به طوري كه افزودن هوا يا هواي غني شده با اكسيژن در آخرين مرحله احتراق ( پس از تشكيل NOx )، مقدار آن را افزايش نمي‌دهد.

پژوهشگران در نخستين بخش پروژه، از مدل‌هاي شبيه‌سازي كامپيوتري استفاده مي‌كنند. رامش پولا، مهندس مكانيكي كه نظام كنترل موتور را توسعه داده است، مي‌گويد:«مدل‌هاي ديناميك سيالات محاسباتي نشان مي‌دهند كه از زمانبندي، جهت پاشش هوا و فشار هوا يا هواي غني شده با اكسيژن، برنحوه عملكرد  مهم هستند». داگ لانگمن، دستيار پژوهشي پولا معتقد است:«اين روش‌ها نشان مي‌دهند كه تركيب اكسيژن در هوا، كمتر از آنچه فكر مي‌كرديم، مهم است».

مهندسان آرگون به منظور شناخت تأثيرات مختلف زمانبندي، جهت پاشش‌هوا، فشار، مقدار و تركيب هوا در ايجاد ذرات آلاينده‌، شاخص‌هاي مدل كامپيوتري را اصلاح مي‌كنند. در ارزيابي‌ و شبيه‌سازي‌هاي آينده، تغيير زاويه انژكتور (زاويه پاشش) بررسي مي‌شود؛ مدل‌هاي كامپيوتري آينده، براي موتورهايي با قطر كوچك  سرعت بالا، احتراق تراكمي و موتوري با سيستم مستقيم تزريق سوخت، توسعه خواهند يافت.

 

2-4-3- بررسي اثرات سولفور در عملكرد فناوري‌هاي كنترل آلايندگي

 

هدف از اجراي اين برنامه،تعيين ميزان تأثير سولفور عملكرد فناوري‌هاي كنترل آلايندگي موتورهاي ديزلي مي‌باشد.امروزه نسبت به گذشته، كاميون‌هاي بيشتري بر سطح جاده‌ها حركت مي‌كنند؛  با اين‌كه آلايندگي موتورهاي ديزلي كمتر از آنچه است كه تصور مي‌شود، كاهش بيشتر آلايندگي‌هاي اين وسايل ضروري مي‌باشد. به همين دليل، سازمان حفاظت از محيط زيست امريكا ( EPA )، براي سال 2004 محدوديت‌هاي سختگيرانه‌اي وضع كرده است؛ حتي استانداردهاي قوي‌تري براي سال 2007 تصويب كرده است. استانداردهاي 2007، حد مجاز انتشار ذرات ريز ( PM ) را تا 10% و( NOx ) را تا 5% پايين‌تر از سطوح مجاز فعلي تعيين كرده است.

رعايت اين استانداردها مستلزم كاهش سولفور موجود در سوخت و توسعة فناوري‌هاي پيشرفته‌ موتور و كنترل آلايندگي است. سولفور موجود در سوخت ديزل، به سيستم كنترل آلودگي صدمه وارد مي‌كند و  موجب توليد دي‌اكسيد سولفور نيز مي‌شود. وزارت نيروي  آمريكا در سپتامبر 1998، برنامة «تأثيرات سولفور موجود در سوخت ديزل بر روي كنترل آلايندگي ديزل» ( DECSE ) را تصويب نمود؛ اين برنامه به عنوان رابط بين دولت و صنعت، تأثيرات سطوح سولفور موجود در سوخت بر عملكرد فناوري‌هاي مربوط به كاهش انتشار PM و Nox ( در وسايل نقلية ديزلي ويژة كارهاي سبك و سنگين ) را بررسي مي‌كرد.

برنامة DECSE به منظور رفع كمبود اطلاعات فني مهم در اين زمينه ( براي كمك به توليد‌كنندگان در توسعة محصولاتي با آلايندگي كمتر و ارائه بخشي از اصول فني براي استانداردهاي دولتي در ارتباط با سولفور موجود در سوخت ديزل )، طراحي شده است.

مرحلة اول برنامة DECSE، بررسي تأثير مقادير مختلف سولفور موجود در سوخت ديزل بر عملكرد سيستم‌هاي كاهش آلايندگي از قبيل كاتاليزورهاي جذب كنندة NOx، فيلترهاي ذرات و كاتاليزورهاي اكسيداسيون ديزل توجه‌داشت همچنين پژوهشگران (مستعمل شده) اين سيستم‌ها تا مدت 250 ساعت را در دود حاوي سولفور ارزيابي كردند.

مرحلة دوم، توسعة كاتاليزورهاي جذب كنندة NOx را ادامه مي‌داد. كارايي چنين تجهيزاتي به هنگام اشباع شدن جذب كننده از NOx، بستگي به ايجاد گاز خروجي غني از سوخت بوسيله كنترل موتوردارد بنابراين كاليبراسيون سيستم مديريت موتور بسيار مهم است. در مرحله اول، كاليبراسيون سيستم مديريت موتور، وضعيت مطلوب براي تجهيزات جاذب آلاينده‌ها را ايجاد نكرد. در مرحله دوم، كاليبراسيون به منظور كاهش NOX  تا حدود 80% موفق بود.

دستاوردهاي برنامة DECSE، با ارائه مجموعه‌اي از گزارش‌ها ( منتشره بين اگوست 1999 و اكتبر 2000 ) بيان شده است. يكي از برنامه‌هاي آتي DECSE، پژوهش بيشتر دربارة سوخت‌هاي جديد، موتورهاي وسايل نقليه و سيستم‌هاي كنترل آلايندگي است كه با استفاده از راهنمايي‌هاي برنامة ( Advanced Petroleum – Based Fuels) انجام خواهد شد. هدف از اجراي اين برنامة، معرفي انواع سوخت‌ ديزل، موتورهاي وسايل نقليه و سيستم‌هاي كنترل آلايندگي است كه با همكاري يكديگر مي‌توانند وسايل نقليه را در تأمين استانداردهاي آلايندگي آينده ياري دهند.

 

2-5- توسعه تكنولوژي كاتاليزورهاي مرتبط با اكسيدهاي نيتروژن

 

هدف از اين تحقيق توسعه سيستم‌هاي كاتاليزوري به منظور حذف اكسيدهاي نيتروژن از اگزوز موتورهاي ديزلي مي‌باشد.

آلاينده‌هاي NOX خارج شده از موتورهاي ديزلي سنگين و ديگر منابع آلاينده، به محيط زيست و سلامتي انسان آسيب مي‌رسانند؛ صدماتي چون و بارش باران‌هاي اسيدي، ايجاد دود غليظ و بيماري‌هاي تنفسي. به همين دليل، آژانس حفاظت از محيط‌زيست آمريكا در حال وضع محدوديت‌‌هاي شديدتري براي آلاينده‌هاي NOX  مي‌باشد. تا سال 2002، ميزان آلاينده‌هاي مجاز منتشره از خودروهاي سنگين به حدود 63% سطح مجاز فعلي كاهش خواهد يافت. محققان همچنين قصد دارند با توليد سوخت‌هاي پاكيزه‌تر و تكنولوژي‌هاي مربوط به احتراق بهينه سوخت و رفتار خروجي موتور، كاهش آلاينده‌هاي اگزوز را عملي نمايند.

محققان آزمايشگاه ملي اك ريج با همكاري شركاي تجاري خود براي توسعة روش‌هاي كاهش آلاينده‌هاي اگزوز با استفاده از كاتاليزورها و ديگر تركيبات شيميايي،  به شكلي قابل توجه آلاينده‌هاي NOX منتشره از اگزوز موتورهاي ديزلي سنگين را كاهش دهند. به دنبال كشف شيوه‌اي بوده‌اند تا آن‌ها قصد دارند يك سيستم كاتاليزوري درست كنند كه NOX را به گازهاي بي ضرر تبديل كند و در همان حال روي كاميون‌ها، با بازدهي كاتاليزوري كامل براي صدها هزار مايل كار كنند.

طراحي كاتاليزور، به منظور كاهش NOX براي موتورهاي ديزلي دشوارتر از موتورهاي بنزيني است. نحوة احتراق سوخت ديزلي تفاوت بسياري با نحوة احتراق سوخت بنزيني دارد. به طور مثال، اگزوز ديزلي حاوي اكسيژن بيشتري است، زيرا ميزان هواي موجود در تركيب هوا- سوخت آن بيشتر است. اكسيژن مازاد، علاوه بر كاتاليزورها، استفاده از مواد شيميايي‌(كه اصطلاحاً كاهنده ناميده مي‌شوند) را ضروري مي‌سازد. چنين سيستم‌هايي از يك پلاسما و يك كاتاليزور استفاده مي‌كنند. مسأله ديگر درخصوص تكنولوژي‌هاي كاتاليزوري، عمر مفيد كاتاليزور است؛ خاطر دماي بالا يا فعل و انفعالات شيميايي تغيير نكند. اك ريج در تلاش است تا تغييراتي را كه در طول زمان در مواد كاتاليزوري رخ مي‌دهد شناسايي كند و ارتباط اين تغييرات را با كاهش بازدهي كاتاليزوري مشخص نمايد.

شركاي اك ريج، با بهره‌گيري از روش‌هاي مختلفي چون ديدگاه‌هاي نظري كارشناسان، مدل‌سازي كامپيوتري و آزمايش‌هاي تجربي، كاتاليزورهاي بالقوه مناسبي براي اگزوز ديزل شناسايي و كشف مي‌كنند. ابتدا نمونه كوچكي از كاتاليزورها به شكل پودر آزمايش مي‌شود. پس از آزمايش‌هاي موفقيت آميز پودر، كاتاليزورها روي مواد پايه قرار داده مي‌شوند و در مدل‌هاي نزديك‌تر به اندازه واقعي يك مبدل كاتاليزوري آزمايش مي‌شوند. از آن‌جا كه هر يك از ذرات معلق بي‌نهايت كوچك‌اند، پژوهشگران از ميكروسكوپ الكتروني انتقالي (TEM) براي مشاهده آن ذرات، قبل و بعد از قرار گرفتن در معرض گازهاي اگزوز ديزلي (در فواصل زماني مختلف)، استفاده مي‌كنند. در ادامه آن ذرات در معرض گازهاي اگزوز ديزلي شبيه‌سازي شده در يك راكتور خاص قرار مي‌گيرند، كه براي انتقال نمونه‌ها بين رآكتور و ميكروسكوپ TEM طراحي شده‌اند؛ در اين حالت، احتمال آلودگي محيطي نمونه‌ها به صفر مي‌رسد. تغييرات مشاهده شده در مواد كاتاليزوري، فرضيات جديدي درخصوص نحوه كاهش اثر كاتاليزورها مطرح مي‌كنند؛ فرضياتي كه منجربه آزمايش مواد مختلفي، كه ممكن است از دوام و كارآيي بيشتري برخوردار باشند، منجر مي‌شود.

از طريق اينترنت امكان استفاده از ميكروسكوپ TEM ميسر مي‌شود، به اين ترتيب محققان مي‌توانند نمونه‌ها را از راه دور آزمايش كنند. اين تكنيك «بررسي ميكروسكوپي از راه دور»، مناسب براي تحقيقات گروهي بر روي كاتاليزورهاي NOX در موتورهاي ديزلي است.

چند سيستم كاتاليزوري، با پخش ذرات فلزات گرانب‌هايي چون راديم و پلاتونيم بر روي مواد تقويتي چون اكسيد آلومينيوم، اكسيد تيتانيوم و تركيباتي از اين دو ماده، مورد بررسي قرار گرفته‌اند. نتايج اين بررسي‌ها، عملكرد كاتاليزوري را به شكلي چشمگير بهبود بخشيده است. پژوهشگران با انجام تحقيقي مشخص كردند كه تقويت عملكرد كاتاليزوري و پايداري طولاني مدت (كاتاليزورها) از طريق تغيير اندازه و شكل مواد تقويتي اكسيدي ميسر و ممكن است. اما قبل از كاتاليزورهاي NOX به بازار  پيشرفت‌هاي بيشتري در اين زمينه بايد صورت بگيرد

بررسي‌هاي بعدي، روي سيستم‌هاي كاتاليزوري متمركز خواهند شد كه در آن‌ها فلزات پايه ارزان‌تري روي مواد تقويتي اكسيد آلومينيوم قرار داده مي‌شود. سپس آثار روش‌هاي گرمايي بر روي ساختار و تركيب شيميايي كاتاليزورها، به ويژه باتوجه به توانايي آن‌ها در حفظ رفتار كاتاليزوري پس از چند بار قرار گرفتن در معرض «سموم» موجود در جريان گاز اگزوز، بررسي خواهد شد. اين مطالعات و بررسي‌ها با بهره‌گيري از سلول‌هاي آزمايش كاتاليزوري انجام خواهند شد. اين سلول‌ها، بهره‌گيري از ابزارهاي بسيار پيچيده و پيشرفته را امكان‌پذير مي‌سازند. داده‌هاي سلول آزمايش با اطلاعات حاصل از بررسي كاتاليزور كه در معرض دود قراردارد و توسط ميكروسكوپ TEM جمع‌آوري شده، مقايسه مي‌شود.

 

2-6- نسل جديد نرم‌افزارهاي كامپيوتري براي نمايش جريان سيال در سيلندرها(معرفي نرم‌افزارKIVA)

 

هدف از اجراي اين تحقيق، توسعة بيشتر نسل جديدي از ابزارهاي كامپيوتري شبيه‌سازي، براي به تصوير كشاندن جريان سيال در سيلندر موتورهاي ديزلي مي‌باشد. در واقع هيچ راهي وجود ندارد كه از طريق آن  عملكرد دروني موتورهاي ديزلي ايجاد شود.ضمن اين‌كه شرايط مفروض ارائه شده در آزمايشگاه‌ها، پژوهشگران را  به نتيجه‌اي مطلوب نمي‌رساند.با اين وجود، ديدن عملكرد دروني موتور براي دانشمندان الزامي است و امروزه كامپيوترها اين امر را ميسر ساخته‌اند.در طول ساليان گذشته، برنامه‌هاي شبيه‌سازي مختلفي توليد شده كه روش‌هاي جديدتري ارايه كرده و با استفاده از كامپيوترهاي سريع‌ و قوي‌تر، امكانات شبيه‌سازي را افزايش داده‌است.

حوزة كاري

 

پژوهشگران در آزمايشگاه لاس‌آلاموس بر روي نسل جديدي از نرم‌افزار شبيه‌سازي ديناميك جريان سيال به روش عددي براي مدل‌سازي عملكرد موتور ديزلي، موسوم به KIVA كار مي‌كنند. اين نرم‌افزار براي ايجاد مدل‌هاي شبيه‌سازي شدة واقعي از موتورهاي ديزلي احتراق تراكمي، با سيستم تزريق مستقيم سوخت ( CIDI )، طراحي مي‌شود.

پژوهشگران با استفاده از اين نرم‌افزار مي‌توانند:

ـ چرخة كامل جريان را داخل سيلندر و مجراهاي متصل به هم ( Coupled Port )، بررسي جريان در سيلندر و پورت‌هاي ورودي و خروجي بطور يكپارچه شبيه‌سازي كنند.

ـ نتايج شبيه‌سازي را با مقادير حاصله از موتورهاي ديزلي واقعي، مقايسه نمايند.

 

 

تصوير فوق، شبيه‌سازي يك موتور ديزلي دوزمانه با دو پيستون مقابل است كه توسط نرم‌افزار KIVA انجام شده است. در اين شبيه‌سازي، جريان گازها، تزريق، نفوذ و تبخير سوخت، انتقال حرارت، احتراق و ايجاد آلاينده‌ها به تصوير كشيده شده است. در اين تصوير، جريان گازها با ذراتي كه داراي سرعت مكاني گازها مي‌باشند، نشان داده مي‌شود. رنگ اين ذرات ريز بر اساس دماي محل تغيير مي‌كند؛ به اين ترتيب كه در   K 400 به رنگ آبي و با افزايش دما به يشمي، سبز و زرد و بالاخره در K 1900 به رنگ قرمز تبديل مي‌شود. بنابراين رنگ آبي نشان‌دهندة محل ورود هواي سرد و رنگ قرمز بيانگر وجود گازهاي حاصل از احتراق است.

آزمايشگاه لاس‌آلاموس به منظور شبيه‌سازي جريان‌ گاز‌ها در احتراق موتورها و ديگر موارد مربوطه، مجموعه‌اي از كدهاي KIVA را توسعه داده است. هرچند كه اين نرم‌افزار در صنايع، دانشگاه‌ها و ديگر آزمايشگاه‌هاي دولتي استفاده مي‌شود؛ ولي نياز به افزايش سرعت محاسبات و ارتقا قابليت كدهاي مدل‌سازي اين نرم‌افزار مي‌باشد.

در پاسخ به رفع اين معايب، لاس‌آلاموس يك شبكة بي‌سازمان ( Unstructured-Mesh ) و موازي براي KIVA توسعه داده است ( موسوم به KIVA-4 ، و براي استفادة شركت‌هاي توليد‌كنندة موتور ديزلي ). دانشمندان معتقدند كه صنعت خودروسازي، به ويژه توليد‌كنندگان ديزل مي‌توانند از شبكة بي‌سازمان و موازي KIVA-4 فوايد بسياري به دست آورند. اكثر شركت‌ها داراي پلات‌فرم‌هاي ( Platform ) موازي از نوع ديگري هستند؛ اما نسخة جديد KIVA با كمك مترجم برنامه‌هاي زبان C و FORTRAN، قابل حمل به هر پلات‌فرمي است.شبكة بي‌سازمان، به ايجاد شبكه سرعت بخشيده و كيفيت آن را افزايش مي‌دهد. از آنجايي كه اين قبيل شبكه‌ها داراي سلول‌هاي تغيير شكل يافته است به حالت مايعي هستند لذا دقت محاسبات عددي را افزايش مي‌دهد زيرا اين سلول‌ها تطبيق بهتري با هندسه محفظه احتراق دارند. بايد به اين نكته اشاره كرد كه شبكه‌هاي بي‌سازمان، تعمير يافته شبكه‌هاي با سازمان ـ بلوكي نرم‌افزار فعلي KIVA مي‌باشند؛ از اين رو شبكة KIVA-3V در نسخة جديد KIVA قابل استفاده است.

برنامه‌هاي آتي اين آزمايشگاه عبارتنداز:

ـ توليد نسخة آلفاي Kiva-4.

ـ توسعة يك راهبرد شبكه‌بندي ( آلمان‌بندي ) چرخة كامل براي نرم‌افزار KIVA-4.

ـ ايجاد مدل پاشش موازي ( ‍Parallel Spray Model ) در KIVA-4.

امیدوارم که مفید بوده باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 16:9  توسط محمدرمضی  | 

سلام دوستان چندوقت پیش درحال خوندن یه مجله بودم که به مطلبی درمورد ژیان برخوردم فکر کنم برای شما هم جالب باشه پس حتما ببینید:

توليد ژيان از دهه 30 اغاز و با گذشت زمان تغييراتي در شکل ظاهري و قسمتهاي فني ان ايجاد شد که باعث ادامه روند توليد ان و عرضه در مدلهاي گوناگون گشت.
از مدلهاي ان ميتوان dyane ، 2CV ، Ami ، Mehari و SM را نام برد که مدل مورد بحث ما و موجود در کشورمان Dyane است که در دهه 70 ميلادي توليد شد
 

مشخصات فني :

حجم موتور اين ماشين 602 سي سي هواخنک ، شامل 2 سيلندر و 4 زمانه مي باشد که قدرتي معادل 35 اسب بخار در دور موتور 5750 و بيشترين سرعت 118 کيلومتر در ساعت ، را داراست.
وزن ان هم معادل 570 کيلوگرم است و حدود 30 ليتر سوخت را هم ميتواند حمل کند.
مصرف بنزين حدود 5 ليتر در 100 کيلومتر است.
4 دنده در جلو و يکي عقب
ديفرانسيل جلو است و ترمز دستي هم بر روي چرخهاي جلو قرار دارد

اما تعليقي که در ژيان استفاده شده واقعا نسبت به اون زمان بينظيره.
ساسپنشن اون بصورت دوتا استوانه است که در زير ماشين قرار داره ، يه جور کمک فنر که در طول خودرو قرار ميگيره و هر كدوم از ميله ها به يكي از چرخ ها متصل ميشه.
ضربه گيرهم يك واحد مجزاست.
جالبه بدونيد که يک مهره در ان وجود داره که با شل و سفت کردنش (بصورت دستي) ميشه ارتفاع ماشين رو هم تنظيم کرد به اين نوع سيستم تعليق هيدرونيوماتيک ميگن.
بخاطر استفاده از همين سيستم تعليق هست که توي دست اندازها اينقدر نرمه و مشکلي نداره ، مثل نوش زانتيا ، بيخود نيست به زانتيا ميگن ژيان تحت ويندوز

داراي ترمزهايي بصورت کاسه اي حتي در جلو است و عجيب اينست که لنت و طبق هاي اون در کاپوت هست نه پشت چرخ و روي پلوس ها قرار داره.

امکانات رفاهي :

بخاري اون هم از هواي گرم داخل موتور تغذيه ميشه.
يک هندل هم داره که مواقعي که ماشين روشن نشد با گردوندنش پروانه ماشين ميچرخه و ماشين رو روشن ميکنه.
چراغهاي جلو هم از داخل ارتفاعش قابل تنظيم هست توسط يک پيچي که زير داشبورد قرار داره مثل 206
سانروف تمام چرم که حتي قابليت اين رو داره که کل سقف رو جمع کنه

امیدوارم خوشتون آمده باشه.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 15:40  توسط محمدرمضی  | 

باعرض سلام خدمت هنرجویان ودانشجویان محترم رشته مکانیک.همانطور که می دانید تامین هوای موردنیاز در زمان تراکم موتورهای دیزل اصلی بسیار مهم است وتاثیر بسزایی در بازدهی وراندمان حجمی آن دارد به این دلیل ۲ نوع سیستم در خودروهای دیزل برای تامین هوای موردنیاز تعبیه شده است که به شرح آنها می پردازیم:

 

 

الف) توربوشارژر(Turbocharger):

زماني كه مردم درباره خودروهاي مسابقه اي يا موتورهايي با بازدهي و عملكرد بالا صحبت مي كنند معمولاً بحث توربوشارژرها مطرح مي شود. توربوشارژرها همچنين در موتورهاي ديزلي بزرگ نيز استفاده مي شوند.

توربوشارژر يك كمپرسور مي باشد كه توان خروجي موتورهاي احتراق داخلي را در اثر افزايش ميزان جرم هوا و سوخت ورودي به موتور افزايش مي دهد. يكي از مزاياي بزرگ توربوشارژرها آن است كه افزايش قدرت خروجي موتور آنها در مقايسه با وزن آنها بسيار ناچيز است و اين يكي از دلايلي است كه باعث شده توربوشارژرها تا اين اندازه محبوب و معروف گردند.(شكل ۱ را نگاه كنيد)

 شكل ۱ -  يك نمونه از توربوشارژر

نحوه عملكرد توربوشارژر:

يك توربوشارژر از يك كمپرسور گريز از مركز و يك توربين گازي تشكيل شده است كه توربين گازي توسط پيچ به مانيفولد دود متصل مي شود و گازهاي خروجي از موتور باعث چرخش توربين گاز شده و به سبب آن كمپرسور كه توسط يك شفت به توربين گازي متصل است شروع به چرخش نموده و هواي محيط را مكش كرده و سپس آن را متراكم كرده و به طرف موتور مي فرستد و هواي ورودي بيشتر به موتور به معني سوخت بيشتر به داخل موتور و هوا و سوخت بيشتر به معني انرژي و قدرت خروجي موتور مي باشد. سرعت چرخش توربين با توجه به استفاده توربوشاررژ مي تواند متفاوت باشد و اكثراً داراي سرعتهاي چرخش بالا هستند به همين دليل بايد از ياتاقانهاي مخصوصي استفاده گردد كه بتواند نيروي حاصل از چرخش شقت را تحمل كند كه معمولاً از ياتاقانهاي سيال (fluid  bearing) استفاده مي شود. در ياتاقانهاي سيال بين شفت و ياتاقان يك لايه روغن قرار دارد كه روغن فوق دو وظيفه مهم بر عهده دارد:      

  ۱- باعث خنك شدن شفت و ساير قسمتهاي توربوشارژر مي شود  

  ۲- باعث از بين رفتن اصطكاك بين شفت و ياتاقان هنگام چرخش مي شود.(شكل ۲ را نگاه كنيد)

 

شكل ۲- داخل يك توربوشارژر

 

نكاتي در مورد طراحي يك توربوشارژر:

 

۱- تقويت بيش از اندازه:

 اگر فشار توليدي توربوشارژر خيلي زياد باشد همان طور كه مي دانيد اين امر باعث بالا رفتن درجه حرارت هواي ورودي به موتور شده و در نتيجه سوخت قبل از آن كه توسط شمع محترق شود دچار خودسوزي شده كه به پديده فوق ضربه (Knocking) مي گويند كه براي جلوگيري از پديده فوق مي بايست از بنزين با درجه اكتان بالاتر استفاده نموده و يا نسبت تراكم موتور را كاهش دهيم.

۲- پس افت (Lag):

يكي از مشكلات توربوشارژر آن مي باشد كه توربوشارژرها نمي توانند يك قدرت فوري را زماني كه شما پدال گاز را فشار مي دهيد، ايجاد نمايند و مدت زماني طول مي كشد تا توربين گاز چرخيده و هواي متراكم شده را به داخل موتور بفرستد. به همين خاطر شما در اول حركت خودروي خود احساس يك حركت ناگهاني به طرف جلو مي كنيد. دليل اين موضوع نيروي اينرسي (واماندگي) قسمت چرخنده توربين گاز مي باشد. اما مي توانيم با تمهيداتي نيروي اينرسي را كاهش داده تا توربين گاز بتواند در مدت زمان كوتاهي شتاب گرفته و ديگر پديده پس افت ايجاد نشود، كه در زير به مواردي اشاره مي كنيم:

 

الف) استفاده از توربوشارژرهاي كوچك به جاي توربوشارژرهاي بزرگ:

 يكي از راههاي كه مي توانيم نيروي اينرسي توربين گاز را كاهش دهيم آن است كه از توربوشارژرهاي كوچك استفاده نمائيم زيرا توربوشارژرهاي كوچك سريعتر شتاب گرفته و در دور پائين موتور تقويت بهتري ايجاد مي نمايند اما نمي توانند تقويت بيشتري را در دورهاي بالاي موتور كه ما نياز به وارد نمودن حجم بيشتري از هوا به موتور هستيم را توليد كنند و نيابد دور توربين گاز در آنها خيلي بالا رود. در جاهائي كه ما نياز به شتاب بالا در توربين گاز و مقدار بيشتري از هواي ورودي به موتور داريم مي توانيم از دو توربو شارژر كوچك كه به صورت مجزا از يكديگر مي باشند، استفاده نمائيم كه شركتهاي خودروسازي همچون تويوتا، آئودي، مزدا اين نوع توربوشارژر را در برخي از توليدات خود به كار برده اند. به توربوشارژرهاي فوق توربوشارژرهاي دوقلو (Twin Turbocharger) نيز مي گويند.

 

ب) استفاده از توربين گاز با پره هاي سراميكي:

همان طور كه مي دانيد توربين گاز با پره هاي سراميكي سبكتر از توربين گاز با پره هاي فولادي هستند در نتيجه اين امر باعث مي شود كه توربين گاز سريعتر شتاب گرفته و نيروي اينرسي كاهش يابد.

 

ج) استفاده از ياتاقانهاي توپي (Ball Bearing) به جاي ياتاقانهاي سيالي:

 برخي از توربوشارژرها از ياتاقانهاي توپي به جاي ياتاقانهاي سيالي استفاده مي كنند كه ياتاقانهاي فوق بسيار دقيق و از مواد پيشرفته و خاصي ساخته شده اند تا بتوانند سرعت و حرارت شفت را كنترل نمايند. ياتاقانهاي توپي باعث مي شوند كه شفت با اصطكاك كمتري بچرخد و همچنين اين نوع ياتاقانها به ما اجازه مي دهد تا از شفتهاي كوچكتر و سبكتر استفاده نمائيم كه امر فوق باعث مي شود تا توربين گاز با شتاب بيشتري چرخيده و نيروي اينرسي آن كاهش يابد.

 

د) استفاده از توربوشارژرهاي ترتيبي (Sequential Turbocharger):

 برخي از موتورها از دو توربوشارژر با اندازه مختلف استفاده مي كنند كه توربوشارژر كوچكتر در دور پائين موتور تا پس افت را كاهش دهد استفاده دارد اما توربو شارژر بزرگتر در دورهاي بالاتر موتور كه نياز به تقويت و حجم بيشتري از هوا داريم كاربرد دارد. اين نوع توربوشارژر در ب.ام.و سري 5 مدل 535d استفاده شده است.

 

مكانيزم كنترل توربين گاز (Waste Gate):

بسياري از توربوشارژر خودروها يك سوپاپ بايپس يا گذرگاه فرعي(Waste Gate) دارد كه باعث مي شود در توربوشارژرهاي كوچك ميزان چرخش آنها از حد مجازي تجاوز نكند. در واقع سوپاپ بايپس فشار داخل توربين گاز را حس كرده و اگر فشار آن بالا باشد سوپاپ فوق باز شده و مقداري از گاز را به خارج از محفظه توربين گاز هدايت مي كند تا اين كه فشار به ميزان مطلوبي برسد.

 كولر داخلي (Inter Cooler):

همان طور كه مي دانيد زماني كه هوا فشرده مي شود آن گرم شده و منبسط مي شود اما هدف از استفاده توربوشارژرها افزايش ميزان چگالي ورودي به موتور (تعداد بيشتري از مولكولهاي هوا) مي باشد. به همين خاطر از كولرهاي داخي استفاده مي كنند تا هواي فشرده خروجي از كمپرسور را خنكتر كند تا ميزان چگالي آن افزايش يابد. (شكل ۳ را ببينيد)

شكل۳- مدار يك سيستم تقويت كننده (توربوشارژر) به همراه كولر داخلي

 

 

ب) سوپر شارژ (Supercharge)

ساختار موتورهای سوپر شارژ مشابه توربو شارژ است با اين تفاوت که در سوپر شارژها توربين وجود ندارد و کمپرسور قدرت خود را مستقيما (با استفاده از تسمه یا زنجير) از موتور گرفته و هوای ورودی به سيلندر را فشرده مي کند.

با اين که استفاده  از سوپر شارژها مقداری از قدرت موتور را ميگيرد اما در موارد خاص که ايجاد سرو صدای کمتر مهم بوده يا قيمت تمام شده از اهميت بيشتری برخوردار است یا فضای کمی در محفظه موتور موجود باشد از سوپر شارژ استفاده مي کنند.

در مجموع با توجه با اين که توربو شارژها از انرژی گاز خروجی که بلا استفاده است, استفاده مي کنند از بازده بهتري برخوردار ميباشند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 15:33  توسط محمدرمضی  | 

دراین قسمت تمیزکردن استپ موتور ودریچه گاز موتورXU7نصب شده روی پژو۴۰۵ ۱۸۰۰ وپژو پارس۱۸۰۰وسمند رو شرح دادیم که این کار کاملا ساده واز دست همه بر میاد و این مقاله به صورت مصور می باشد .نکته:هنگام تمیز کردن استپر دقت داشته باشید که هیچ گاه از تینر استفاده نکنیدوحتی الامکان از اسپری مخصوص استفاده شود.همچنین هنگام باز کردن سوییچ بسته تاآخر کار بماندوسوکت قطعه ازآن جدا نشود:

خب سر اصل مطلب با فرض اينكه باز كردن پيچ ها و بست ها و خارج كردن شيلنگ ها كار راحتيه سراغ اجزاي باز شده ميريم.
تو اين عكس استپ موتور نشان داده شده كه بعد از طي حدود 10000 كيلومتر بخارات تهويه كارتر اونو كمي كثيف كرده و نياز به تميز شدن دار تا دور آرام موتور با ثبات تر باشه و موتور راحت تر استارت بخوره.

و تو اين تصوير سوزن استپ موتور تميز شده معلومه كه با دقت بوسيله دستمال كاغدي تميز شده بدون آنكه از هيچ گونه حلاي استفاده بشه.

تو اين عكس قسمتي كه با ضربدر سبز مشخص شده همون استپ موتوره كه دو تا پيچاش هم معلومه و قسمت ضربدر آبي گرمكن مجراي استپ موتور كه تو هواي سرد جلوي يخ زدي مجاري رو ميگيره و قسمتي كه با دايره قرمز نشون داده شده سنسور دماي هواي وروديه كه اونم اگر كثيف شده باشه بايد به آرامي و دقت كافي تميز بشه و دريچه گاز هم بايد كاملآ تميز بشه سوراخي هم كه با نقطه زرد مشخص شده مجراي هوا رسان استپ موتور كه بايد تميز بشه.

تو اين عكس بايد قسمت هاي زرد و قرمز تميز بشن و قسمت آبي هم تميز و هم بازديد از لقي و نشتي.

تو اين عكس جاي گرم كن با نقطه زرد نشون داده شده و خود گرمكن با صليب زرد قسمتي كه با دايره قرمز مشخص شده مربوط به مكان قرار گيري سنسور موقعيت دريچه گازه كه متاسفانه به دليل بكارگير روانكار نا مناسب باعث نشتي در طرف داخلي درچه گاز شده و نياز به تميز كردن داره ( تو عكس تميز شده است)

 اين عكس قسمت هايي كه با رنگ زرد مشخص شده بايد تميز بشه و اين قسمت مربوط به مجراي هاي هوا رسان دور آرامه

تو اين عكس قسمتي كه با رنگ زرد مشخص شده بايد تميز بشه . و قسمتي كه با دايره قرمز مشخص شده فشگي روغنه كه خودم روش سوار كردم و بست آچار خور شيلنگ ترمزم معلومه كه سفت كردنش بي ضرره.

امیدوارم که مورد استفاده قرار بگیرد .سوالات خودتان را درقسمت نظربدهید طرح بفرمایید

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 13:54  توسط محمدرمضی  | 

باعرض سلام خدمت همگی دوستان مطلب خوبی رو برای هنرجویان رشته مکانیک مخصوصاسال سوم(هنرستان شهیدباهنراراک) ودانشجویان محترم روی وبلاگ گذاشتم که امیدوارم به دردتون بخوره که راجع به موتور دیزل بنز۹۱۱. میریم سراغ موتور 911 . یک موتور 6 سیلندر خطی که بعدا خورجینی شد ، ولی در طول 34 سال با وجود تغییرات کوچک و بزرگ ساختار اصلی خودش رو حفظ کرد . حجم این موتورها بین 2 تا 3.8 لیتر و قدرت اونها بین 130 تا 450 اسب بخار بود .

نامگذاری موتورهای پورشه از سال 64 تا 98
نام موتور 901
سال ساخت 70-64
موتورهای 2 لیتری

نام موتور911
سال ساخت 77-70
موتورهای 2.2 ، 2.4 و 2.7 لیتری به علاوه RS 3.0

نام موتور930
سال ساخت 89-75
موتورهای 3.0 و 3.3 توربو ( بغیر از 964 Turbo 3.3 )و موتورهای 3.2 لیتری با تنفس طبیعی

نام موتور M30
سال ساخت 92-91
موتور 3.3 توربو که روی 964 Turbo و 946 Turbo S نصب شد

نام موتور M64
سال ساخت 89-98
موتورهای 3.6 و 3.8 لیتری

طراحی پیشرفته از ابتدا
در اولین سری موتور پورشه 911 یعنی 901 شاهد طراحی پیشرفته ای هستیم . از جمله
سرسیلندر آلومنیومی
بوش سرسیلندر سخت و محکم چدنی و ریخته گری آلومنیوم در اطراف آن
پیستونهای آلومنیومی
سوپاپ دود سدیومی که باعث راحت خنک شدن سوپاپ می شد
میل لنگ فولادی
7 main bearings for fully counterweighted crankshaft
Hydraulic timing chain for valve gears
( این دو تا رو دقیقا نفهمیدم یعنی چی ، هر کی فهمید ما رو هم در جریان بزاره Smile )

سیر تکاملی
در طول سه دهه ، 901 به واسطه قوانین جدید بارها دچار تغییراتی شد که هر بار نتیجه آن آلودگی کمتر موتور و قدرت و گشتاور بیشتر بود در عین اینکه قابل اعتماد تر نیز می شدند .
به مرور زمان پورشه با استفاده از تجربیات خود در مسابقات ، علاوه بر بالا بردن حجم موتور از توربو شارژ ، اینترکولر ، انژکتور و سیستم های مدیریتی موتور و سوپاپ متغیر ، توربوی دوگانه و . . . نیز در موتورهای خود استفاده کرد .

از 2.0 تا 3.8 لیتر و قدرت نیکاسیل (Nikasil )
اعجاز پورشه در همه این سالها این بود که بدون تغییر اساسی در شکل لی موتور ، همه خصوصیات آن را تغییر می دادند . یکی از بزرگترین مشکلات ، افزایش حجم موتور بود بدون اینکه ابعاد موتور تغییر کند .
ابعاد موتور ابتدا برای حجم حداکثر 2.7 لیتر پیش بینی شده بود و حجم بیشتر از این باعث نازک شدن دیواره سیلندر و استقامت کم موتور می شد . همانطوری که موتور تایپ 901هم بیشتر از 2.7 لیتر رشد نکرد .
در سال 73 موتور Carrera RS 2.7 با استفاده از تکنولوژی نیکاسیل ، از Biral cylinder خلاص شد . بنابراین قطر داخلی سیلندر اجازه رشد بیشتری یافت تا در موتور 2 لیتری از 80 میلیمتر تا 95 میلیمتر افزایش پیدا کند ، در حالی که ضخامت سیلندر هنوز به قدر کافی زیاد باشد . برای درک بیشتر موضوع باید اطلاعات بیشتری در مورد طراحی سیلندر در موتور داشته باشیم . ( من که ندارم )
از اولین سری 911 ، از سیلندرهای به اصطلاح Biral استفاده شد . قالب اصلی این سیلندرها از آهن بود و بوش سرسیلندر آن از آلومنیوم ، به همراه تیغه های خنک شونده با هوا در اطراف آن . دلیل استفاده آهن در سیلندر هم به خاطر این بود که پیستونها نیز آلومنیومی بودند و اصطکاک بین آهن و آلومنیوم کمتر از آلومنیوم با آلومنیوم است . از Biral سیلندر هم برای حل همین مشکل استفاده می کردند .
همانطور که گفته شد در Biral سیلندر از دو لایه فلز آهن و آلومنیوم در ساخت سیلندر استفاده می شد ولی این ترکیب از استقامت بالایی برخوردار نبود . به همین جهت به جای آلومنیوم از کربید نیکل – سیلیکن و معمولا با تهنشینی الکتریکی در داخل سیلندر استفاده شد . اصطکاک نیکاسیل با پیستون کمتر بود و باعث می شد قدرت موتور افزایش یافته و گرمای حاصل از اصطکاک کمتر شود . علاوه بر این چون ضخامت نیکاسیل بسیار کم بود ( در حد چند صدم میلیمتر ) ، قطر سیلندر اجازه افزایش بیشتری می یافت . پورشه قبل از به کاربردن این تکنولوژی در Carrera RS 2.7 آن را در 917 Racing car به طور موفقیت آمیز به کار برده بود .
و این تازه یک آغاز ماجرا بود . نیکاسیل به سیلندر اجازه داد تا قطر آن تا 102 میلیمتر افزایش پیدا کند تا حداکثر حجم موتور به 3746 سی سی برسد . بااین تغییرات ، تجدید نظر در میل لنگ هم اجباری می شد . از موتورهای 2.2 لیتری به بعد از میل لنگهای منیزیومی استفاده شد .


توربو

اگرچه توربو در اواخر دهه 60 در Chevrolet Corvair و بی ام و 2002 توربو استفاده شده بود ولی این پورشه بود که برای اولین بار مشکل تاخیر را در توربو حل کرد و از آن در خودروهای معمولی استفاه کرد .
همانطور که میدونید ، فشار و حرارت گازهای خروجی موتور توربین توربو را به حرکت در می آورد و با چرخش توربین هوای فشرده وارد سیلندر شده که باعث احتراق بهتر در موتور و افزایش قدرت موتور بدون افزایش حجم بوده .
مشکلات :
مشکلی که توربوهای آن زمان این بود که به دلیل سنگینی پره های توربین ، تا دور 3500 قادر به چرخاندن پره های توربین نبود . ضمن اینکه ضریب کمپرس موتورهای هم عصر آن نیز از 6.5 به یک نیز باید کمتر می بود تا از حرارت بیش از حد سر سیلندر جلوگیری می شد . به همین دلیل موتور در دورهای پائین ضعیف بوده و برای کاربردهای روزانه و رانندگی در شهر مناسب به نظر نمی رسید .
جدای از این مسائل نیز قدرت موتور در دور 3500 افزایش ناگهانی می یافت که باعث می شد درصورت گاز دادن در پیچها به یکباره باعث Over Street شدن بشود .
و اما پورشه ، مسیر ورودی و خروجی توربو را در دورهای پایین آزاد گذاشت تا پره توربین بتواند به راحتی و آزادانه با نیروی اینرسی بچرخد . در این حال وقتی که فشار گاز اگزوز به مقدار مناسب رسید مسیرهای ورودی و خروجی به حالت اول برگشته و توربو سریعتر شروع به کار کرده و مشکل تاخیر در توربو تا حد زیادی رفع شود .
در سال 78 موتور 3.3 لیتر توربو با قدرت 300 اسب و گشتاور 303 نیوتون متر جایگزین 3.0 توربو با قدرت 260 اسب و گشتاور 254 اسب شد . دلیل این افزایش قدرت علاوه بر حجم بیشتر به خاطر استفاده از اینترکولر بین کمپرسور و سیلندر بود . اینترکولر هوای کمپرس شده را تا 50 – 60 درجه خنک میکرد که باعث افزایش بازده حجمی شد ضمن اینکه استفاده از اینترکولر اجازه داد تا ضریب کمپرس به 7.0 به 1 افزایش پیدا کند .
در سال 83 با انجام تغییراتی روی سیستم احتراق موتور گشتاور موتور 3.3 توربو به 318 نیوتون متر افزایش یافت ، البته قدرت موتور بدون تغيير باقي ماند .

The M64 series
در حالی که 25 سال از عمر اولین 911 می گذشت با این حال هنوز قطر داخل سیلندر بدون تغییر مانده بود . اینجا بود که پورشه تصمیم به تغییرات اندکی گرفت و با افزایش 100 میلیمتری در M64/01 ، قطر سیلندر به 76.4 سانتیمتر رسید ( در اینجا هم از نیکاسیل استفاده شد ) که در نتیجه آن حجم موتور به 3600 سی سی و قدرت موتور بدون توربو از 231 اسب بخار به 250 اسب بخار رسید .
در سری جدید ضریب کمپرس از 10.3:1 به 11.3:1 رسیده بود و در هر سیلندر از دو شمع استفاده شده بود که به تنهایی باعث افزایش 10 اسب بخار قدرت و کاهش 3 درصدی مصرف سوخت شده بود .

از جمله تغييراتي كه سري M64 نسبت به سري 930 داشتند عبارت بود از :
ميل لنگ سبك تر (2.2 کیلوگرم سبکتر )
منيفولد ورودي پلاستيكي
استفاده از سديوم در سوپاپ ها كه باعث سبكتر شدن آن و افزايش حداكثر دور موتور شد
استفاده از سرامیک در دریچه خروجی اگزوز که باعث تسریع در خنک شدن آن می شد .

M64/05 engine for 993
این موتور توسعه یافته مدل M64/01 بود با تغییرات زیر :
دسته پیستون سبکتر ( 520 گرم در مقابل 632 گرم برای هر کدام ) .
پیستون سبکتر ( 602 گرم در مقابل 657 گرم برای هرکدام ) .
سبک شدن سوپاپ ها به میزان 10 گرم .
طراحی مجدد میل بادامک .
افزایش قطر سوپاپ ورودی سیلندر .
استفاده از کاتالیست بزرگتر .
استفاده از نوسنانگیر برای جلوگیری از نوسانهای بیش از حد میل لنگ .
با انجام این تغییرات و کلا موتور 6 کیلوگرم سبکتر شد و قدرت موتور به 272 اسب و 243 پوند بر فوت رسید .

M64/21 engine with Varioram
در سال 95 یک بار دیگر M64 دچار تغییراتی شد و M64/21 نام گرفت . در این موتور برای اولین بار از Varioram استفاده شد . در این موتور به جای سیستم 2 مرحله ای تزریق سوخت دچار تغییراتی شد و 3 مرحله ای شد .
در این سیستم 6 لوله بلند برای تنفس موتور در دور پایین در نظر گرفته شده بود . در دور زیر 5500 تنفس موتور فقط از طریق لوله های بلند انجام می شد که در نتیجه آن گشتاور در محدوده بیشتری در دسترس می ماند .

بین 5500 و 5800 دور لوله های کوتاه نیز وارد می شدند ولی اتصالی بین لوله های کوتاه و بلند بر قرار نمی شد تا خروجی موتور در دورهای میانی بهتر شود .
در دور بالای 5800 تنفس از طریق لوله های بلند و کوتاه انجام می شد و علاوه بر آن اتصال بین آنها نیز برقرار می شد .


M64/60 - welcome twin-turbo
تا سال 93 از یک توربو در موتور پورشه استفاده می شد اما در سال 94 پورشه از توربوی دوگانه برای خودروهای خود استفاده کرد .
فشار توربو که توسط کامپیوتر کنترل می شود تا دور 3500 حداکثر 0.94 بار ، تا دور 5200 حداکثر 0.6 و حداکثر 0.75 بار تا دور 6500 است . همچنین ضریب کمپرس موتور 8.0 به یک است .
نکته دیگر اینکه فشار گاز اگزوز به طور جداگانه به سمت توربینها رفته و بعد از توربینها هوای فشرده شده بین سیلندرها تقسیم می شود در این سری گشتاور تا حدود 400 نیوتون متر افزایش یافت .
IIIustration to variom.

این هم جدول مشخصات موتورهای 911 از سال 64 تا 97

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 13:30  توسط محمدرمضی  | 

با عرض سلام خدمت بازدیدکنندگان محترم این بار برخلاف دفعات قبل می خوام یه مطلب جدیدرو روی وب قراربدم و اون مطالبی در مورد شهر اراک هست که از وظایف خودم دانستم که اصلیت وایرانیت خودم رو حفظ کرده وبرای شماهم امیدوارم جالب باشه:

شهر اراک واقع در شهرستان اراک مرکز استان مرکزی ایران است.نقشه اراک

 

به‌عنوان مرکزاستان با جمعیتی برابر با ۳۸۰٬۷۵۵ نفردرسال ۱۳۸۳ ونرخ رشد جمعیتی 3% قطب جمعیتی استان و از شهرهای پر جمعیت کشور محسوب می‌گردد و میدان شهداء (باغ ملی ) میدان مرکزی این شهر است.

 

تاریخچه:

شهر اراک از نظر تاریخی نسبت به سایر شهرهای استان از قدمت چندانی برخوردارنیست. زمان احداث شهراراک به دوره قاجاروسلطنت فتحعلی شاه می‌رسد در اوایل سلطنت قاجار درعراق عجم بعلت وسعت زیاد و جمعیت فراوان همواره ناامنی واختلافات محلی بروز می‌کرد واین امراز لحاظ سیاسی واقتصادی برای حکومت مرکزی بروز مشکل می‌کرد در زمان فتحعلی شاه قشونی به نام عراق تشکیل گردید و یوسف خان گرجی از فتحعلی شاه تقاضا نمود که برای مرکزقشون عراق عجم قلعه‌ای نظامی احداث نماید.به همین جهت تأسیس ساختمان اولیه شهربه صورت قلعه‌ای به نام سلطان آباد،شروع ودر سال1231به پایان رسید.هنگامی که راه آهن جنوب از کنارشهرعبورکردایستگاهی در کنارشهراحداث گردید نام این ایستگاه را اراک گذاشتند وسپس طی بخشنامه‌ای ابلاغ گردید که نام آبادیهای مجاورایستگاه به نام همان ایستگاه اراک خوانده شوند برای کلمه اراک معانی گوناگونی ذکر گردیده است که تعدادی از آنها عبارت‌اند از:پایتخت،باغستان،نخلستان،شهرستان وبعضی کلمه «اراک» را برگرفته از ایراک و ایران ودانسته که معرب آن کلمه عراق دانسته اند. شهر اراک همچنین یکی از شهرهای دانشجو پذیر کشور است مهمترین دانشگاه این شهر با بالغ بر 15000 دانشجو دانشگاه آزاد اراک میباشد

 

اماکن دیدنی:

مجموعه تاریخی بازار اراک بازارقدیمی اراک

بنای تاریخی حمام چهارفصل

بنای تاریخی مدرسه سپهدار

شهر زیرزمینی ذلف آباد

بنای تاریخی پیر مراد آباد

روستای ساروق انجدان

امامزاده شاهزاده حسین

مرقد شاهزاده محمد عابد

آتشکده برزوی راهگرد

بنای تاریخی کاروانسرا

امامزاده ابراهیم

امامزاده حوا خاتون

امامزاده هفتاد و دوتن ساروق

جاذبه‌های طبیعی:

جریان سرچشمه‌های قره چای (رودخانه شراء ومهاجران) درغرب شهرستان اراک به علاوه وجود مناطق سرسبز در حواشی این رودخانه و همچنین اقلیم کوهستان و نقاط مرتفع جهت کوهنوردی، این قسمت از شهرستان اراک را از سایر مناطق جدا نموده است.

 

چشمه ها:

·        چشمه چپقلی که آب معدنی عقیق از آن تهیه می شود

·        چشمه کیخسرو (سراب حک)

غارها:

شهرستان اراک به خاطر گسترش سازنده‌های آهکی و دولومیتی، محل تشکیل غارهای بسیاری بوده است:

·        غار «قلعه جوق» و مقبره اسرارآمیز آن

·        غار سفید خانی

·        غار انجدان

·        غار آسیلی

دریاچه یا کویر میقان


سوغات شهرستان:

فتیر، فرش دستباف، باسلق، کشمش سبز، صابون محلی، شیره، انگور..........      

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 15:2  توسط محمدرمضی  | 

 
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران
Oneline users :

کدهای خفن جاوا اسکریپت